مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








جشنواره
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : عبرات
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.یا حسین ! اگر ناامیدم کنی و از درگاهت برانی ، پس به کی رجوع کنم و که را شفیع آورم ؟

خود را غرق تو کرده ام  که اگر  تو نبودی ابرها رسم باریدن نمی دانستند ، چشم ها شیوه شوریدگی نمی آموختند .
اگر تو نبودی زمین سترون بود و آسمان بخیل ، بادها هرزه گرد و ویرانگر و فصل ها همه پاییز.

با تو یا حسین ! ابرها تا کرانه های ناپیدای ابدیت می بارند . چشم ها طراوت اشک را حس می کنند و زمین سرود همیشه رستن و سر سبزی را در گوش سبزه ها و درختان فرو می خواند .هر گل که از زمین می روید زائر توست و هر شکوفه که می شکفد حیرت شکفته ای به باغ تماشای تو .اگر تو نبودی کویرها دامن می گستردند . دانه ها در ظلمت خاک می پوسیدند . خوشه ها پوک تهی در هجوم بادهای گیج ، درو می شدند کام ها در انتظار گندمی ،لقمه ی نانی و زلال آبی ، گرسنگی و تشنگی را به مرگ پایان می دادند .

کربلای تو حسین ، امضای رستن است . اجازه ی برخاستن گیاه رخصت جوشش چشمه ها و اشارت آبی به بارش ابرها و سخاوت آسمان است .

کربلای تو قصه نیست . افسانه ای نیست که شبانگاه به امید لای لایی بر زبان ها زمزمه شود . کربلای تو تاریخ انسان است . خلاصه و عصاره ی همه ی وجود و سرمایه ی بودن و شدن و رفتن و رسیدن.قصیده بلند که در مدح راستی و درستی گفته اند و غزلی که عاشقانه تر از آن در هیچ زمین و زمانی نمی توان یافت .

کربلای تو یا حسین تقویم تاریخ عشق است .

ما را به بند صید خود گرفتار کرده ای و اسیر زلف خود ..

ما را در پیچ و تاب گیسوی مهربانیت مسکن ده .. چه نیکوست در دام تو گرفتار شدن...




م.حسرتی




نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : امام حسین(ع)، کربلا، امضای رستن،
جمعه 15 خرداد 1394 :: نویسنده : عبرات

با توجه به روند تاریخی قرون اولیه اسلامی مشهود است كه تاریخ، شرایط كاملاً نامناسبی را برای شیعه در آن زمان ترسیم كرد.هر یك از ظلم‌ و قساوت‌ها به تنهایی می‌توانست عاملی برای انقراض كامل این جامعه دینی شود؛ اما جامعه شیعیان با وجود تجربه تمام این ناملایمات و شرایط نامطلوب، همچنان با قدرت به حیات پویای خود ادامه داد و از رشد و انسجام اجتماعیش هیچ‌گاه كاسته نشد.علمای شیعه و برخی از محققان اسلامی، جهت كشف رمز و راز این بقا و استواری به كنكاش تاریخ و ساختار اجتماعی شیعه پرداخته و به نتایجی نیز دست یافتند.آنان علت این امر را ویژگی ساختار درونی جمعیت شیعیان دانسته‌اند. عواملی كه عمدتاً برخاسته از نوع نگرش شیعه به ولایت،‌اعتقادات خاص اسلامی، ساختار اجتماعی و ... بوده است. برخی از مهم‌ترین این عوامل به واقعه عبرت‌آموز عاشورا برمی‌گردد كه قیام‌هایی در راستای حق‌طلبی شیعیان را در پی داشت.

قیام عاشورای حسین بن علی (ع)

شاخص‌ترین این قیام‌ها، قیام خونین حسین بن علی (علیه السلام) امام سوم شیعیان معروف به سیدالشهدا (سرور كشته شدگان در راه خدا) است.در سال 61 هجری پس از مرگ معاویه و روی كار آمدن یزید كه مردی بی‌قید و ضد اسلام بود،‌ حسین (ع) علیه او قیام و از مدینه به مكه و از آنجا به سوی مقر سابق پدرش، شهر كوفه در عراق حركت كرد.

در آنجا بسیاری از كوفیان چشم‌انتظار او بودند اما پس از نزدیك شدن امام به كوفه عمال اموی راه او را سد كرده و او را به قبول بیعت یبا یزید مجبور ساختند. لیكن ایشان بیعت با یزید را به عنوان محو اسلام دانسته و از آن سر باز زدند.برخی هواداران ایشان كه در كوفه بودند از سپاه اموی ترسیده و از یاری او و یاران اندكش منصرف شدند. با این حال امام حسین (علیه السلام) توانست با شجاعت تمام در صحرای كربلا با كفر یزیدی و ایادی او روبرو شد و با آنان به جنگ پرداخت.

هر چند این قیام منجر به شهادت او، فرزندان و یارانش شد و تمام بازماندگان كاروان ایشان را به اسارت رفتند اما حسین بن علی (علیه السلام) توانست با این قیام حقانیت خود و مكتبش را عیان كرد و بذر قیام‌های بزرگی را در جامعه شیعی و اسلامی كاشت.

امروزه شیعیان با اشاره علمای دینی خود، پس از 14 قرن، هنوز این قیام را قدر می‌دانند و همه ساله در دهه محرم در سال‌روز این واقعه با آئین‌های ویژه‌ای عزاداری به‌پا كرده و فرهنگ این قیام را زنده نگه می‌دارند.

قیام توابین

در سال 64 هجری، پس از شهادت حسین بن علی (ع) و یارانش در واقعه كربلا، گروهی از شیعیان شهر كوفه كه از یاری نكردن وی سخت پشیمان شده بودند، گردهم آمدند و خود را توابین نامیدند.آنان در نهایت به رهبری سلیمان بن صرد خزایی، به خونخواهی او و یارانش علیه خاندان اموی قیام كرده و كوفه را تصرف كردند.این قیام پرشور خون تازه‌ای در كالبد جامعه شیعی جاری ساخت و به آنها مجال اعلام وجود داد.

قیام مختار

در سال 66 هجری، مختار بن ابوعبیده ثقفی، با جلب حمایت محمد حنفیه، فرزند امام علی (ع)‌ شیعیان را گرد خود جمع كرد و دست به قیام زد.وی مردم را به پیروی از قرآن و سنت پیامبر (ص) و خونخواهی امام حسین (ع) و دفاع از ضعفا و مظلومین فراخواند و علاوه بر حمایت مردم كوفه و توابین، پشتیبانی موالی ــ بردگان آزاد شده ایرانی ــ را نیز كه در حقیقت در زمره عفاو ستمدیدگان به‌شمار می‌رفتند، به دست آورد.وی در این قیام موفق شد تا كوفه و سپس تمامی عراق را تسخیر كرده تمام قاتلان امام حسین (علیه السلام) و یارانش را دستگیر و مجازات كند؛ اما در نهایت در پی خیانت برخی بزرگان كوفه، به دست سپاهیان اموی شكست خورده و همراه جمع كثیری از پیروانش كشته شد.

قیام زید بن علی بن حسین (ع)

زید بن علی، نوه امام حسین (ع) فردی شجاع و سخنور بود. او در عین حال اهل علم و معرفت بود چنانكه هم‌اكنون، 17 كتاب در موضوعات فقهی و دینی و قرآنی به او منسوب است. او با قیام خود می‌خواست كه قاتلان امام حسین (ع) و یارانش را دستگیر و مجازات كند.این قیام بعدها به نهضت كیسانیه مشهور شد. بعد از چندی جمعی از كوفیان را به قیام علیه امویان دعوت كرد. سرانجام در سال 122 هجری در پی مخالفت‌های علنی خود به خونخواهی جدش امام حسین (ع) و علیه هشام بن عبدالملك، خلیفه اموی قیام كرد و در جنگ با حكم بن صلت، به شهادت رسید.

قیام یحیی بن یزید

در سال 125 هجری، یحیی، پسر زید در خراسان بر علیه حكومت اموی قیام كرد. این قیام با همراهی گروهی از شیعیان ایرانی خراسان و گروهی از هواداران كوفی یحیی، صورت گرفت كه حجاج و دیگر امرای اموی عراق، آنها را به خراسان تبعید كرده بودند.این قیام نیز منجر به شهادت یحیی و جمعی از یارانش شد.این خون‌ها و جان‌های فدا شده برای مكتب تشیع علوی بود كه در طول تاریخ، حیات این مكتب را منجر شد و آن را به اثبات رسانید.





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، تشیع، امام حسین(ع)،
شنبه 12 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : عبرات

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید . سلام بر حسین كسی كه به خونش ، جانش را ارزانی داشت،  سلام بر كسی كه در پنهان و آشكارش خداوند را فرمان برد، سلام بر كسی كه خداوند در خاكش شفا را قرار داد، سلام بر كسی كه اجابت دعا در زیر گنبدش می باشد ، سلام بر كسی كه امامان از فرزندان و ذریه اش هستند.

سلام بر آغشته به خون ، سلام بر  كسی كه خیمه  اش دریده شد ، سلام بر پنجمین اهل كساء .  سلام بر غریب غریبان، سلام بر شهید شهیدان ، سلام بر كشته  به دست پسرخواندگانِ مشكوك تبار، سلام بر سكونت یافتة كربلا ، سلام بر كسی كه فرشتگان آسمان بر او گریستند ، سلام بركسی كه فرزندانش پاك شدگانند.

سلام بر محل فرود آمدن برهانها، سلام بر امامانِ سرور، سلام بر (گریبان ها) قلب ها و سینه های به خون آمیخته، سلام بر لب های پژمردة شكننده از تشنگی ، سلام بر جان های از بیخ و بن بریده، سلام بر روح های به پنهانی ربوده شده ، سلام بر پیكرهای عریان، سلام بر جسم های لاغرِ رنگ باخته، سلام بر خو نهای جاری شده، سلام بر عضوهای بریده شده ، سلام بر سرهای برافراشته گشته، سلام بر زنان سر برهنه گردیده. سلام بر حجت و گواه پروردگار جهانیان، سلام بر تو و بر پدران پاكیزه ات، سلام بر تو و بر پسران شهادت طلبت، سلام بر تو و بر فرزندان و ذریة یاری كننده ات، سلام بر تو و بر فرشتگان ملازم و همراه آرامگاهت، سلام بر كشته شده مظلوم، سلام بر برادر مسمومش، سلام بر علی بزرگ، سلام بر شیرخوار كوچك.

سلام بر بدنهای غارت شده ، سلام بر عترت و خاندان نزدیك و خویشاوند، سلام بر مجادله كنندگان در بیابان های پهناور، سلام بر دورافتادگان بدون كفن، سلام بر سرهای جدا شده از بدن ها، سلام بر حساب كنندة شكیبا، سلام بر ظلم شدة بدون یاور، سلام بر سكنا گزیده در خاك پاكیزه،  سلام بر صاحب گنبد بلند مرتبه.

سلام بر كسی كه خداوند با جلالت پاكیزه اش فرموده، سلام بر كسی كه جبرئیل بدو مباهات كرده، سلام بر كسی كه میكائیل در گهواره با او سخن گفته ( سرگرمش كرده)، سلام بر كسی كه حرمتش گسسته گردید ، سلام بر كسی كه خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر به خون زخم های غسل داده شده ، سلام بر جام های تیرها آب داده شده ، سلام بر كسی كه ستم بر او جایز شمرده شده ، سلام بر سر بریده شده در میهمانی دركنار نهر، سلام بر كسی كه ساكنان قریه ها او را دفن كردند .

سلام بر كسی كه شاهرگش بریده شده ، سلام برمدافع بدون یاور كمك كننده ، سلام بر سپیدموی محاسن خضاب كرده ، سلام بر گونه و رخسار خاك آلود، سلام بر بدن غارت شدة برهنه، سلام بر دندان های پیشین به هم كوبیده شده توسط چوب خیزران، سلام بر سرِ افراشته شده ، سلام بر جسم های عریان در بیابان های پهناور كه گرگان درنده آنها را می گزیدند و درندگان مزة خون و گوشتشان را چشیده، به گردشان میگردند.

سلام بر تو ای آقای من و بر فرشتگان بال گشودة خواستار فرود اطراف گنبد تو كه بسیار احترام كنندة به تربتت هستند؛ طواف كنندگان صحن و فضایت، واردشوندگان بر زیارتت. سلام بر تو همانا قصد تو كرده ام و آرزومند رستگاری نزد تو هستم.

سلام بر تو، سلام آشنای به حرم و مقامت، خالص در ولایت و دوستی ات، نزدیكی جوینده به خداوند به وسیلة محبتت، دوری جوینده از دشمنانت.

سلام كسی كه قلبش به مصیبت و سختی تو زخمی و مجروح و اشكش در هنگام یاد تو ریزان است. سلام دردمند گرفته و محزون وشیدای فروتن.



ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : اهل كساء، امام حسین(ع)، زیارت ناحیة مقدسه،
سه شنبه 3 فروردین 1389 :: نویسنده : عبرات

جهان آفرینش دارای قوانینی است که آن قوانین را آفریننده ی جهان وضع نموده است. آفریننده ای که حکیم است و هیچ کاری را بیهوده و بدون حکمت انجام نداده است. در سراسر این جهان که می نگریم چیزی جز عظمت و بزرگی خالق نمی بینیم. قوانینی که وضع کرده و سنتهائی که قرار داده، هیچکدام دارای کمترین نقص و نارسائی نیست و دانشمندان و اندیشه وران در تحلیل و کشف علل این قوانین در تکاپو می باشند. به رمز و راز برخی از این پدیده ها پی می برند ولی در تحلیل بسیاری از اسرار آفرینش و رموز هستی ناتوان می مانند.

یکی از قوانین ثابت شده ی در جهان، قانون جاذبه است. احدی در ثابت بودن این مطلب تردیدی ندارد. یا اینکه آب در 100 درجه ی سانتی گراد به جوش می آید. این قوانین و اصول تغییر ناپذیر و بدیهی به نظر می آیند.همانگونه که نظام طبیعی جهان بر پایه ی قوانین وضع شده از طرف خالق جهان استوار است، این آفریننده ی دانا و توانا ارزشهای این جهان را هم مشخص نموده است. یعنی هموست که در کنار وضع و ایجاد قوانین حاکم بر طبیعت، ارزشهای مطلوب را هم مقرر می نماید. به همین دلیل، همانطور که نمی توانیم در برابر این فورمولها و برنامه های طبیعی عالم آفرینش از قبیل به جوش آمدن آب در 100 درجه سانتی گراد، قانون نیوتن و ... چون و چرا کنیم، نمی توانیم در ارزشهای حاکم بر جهان هم تشکیک و تردید کنیم.

اینکه انسان در برابر امر و نهی الهی و در مقابل همه ی قوانین و ارزشها عالم خلقت تسلیم محض باشد را تعبد می گویند. تعبد در برابر خدا آن چیزی است از هر انسانی خواسته شده است. گاهی پذیرفتن این تعبد و بندگی آسان است و گاهی دشوار. مثلاً اینکه نماز صبح را باید حتماً دو رکعت بخوانیم امری تعبدی است. چون و چرا نمی شود کرد. ولی پذیرش این موضوع راحت است. معمولاً کسی در این امر که چرا نماز صبح باید حتماً دو رکعت باشد به تنازع و جدال برنمی خیزد.

اما پذیرش برخی از امور تعبدی کمی دشوارتر است. برای نمونه به داستان ابراهیم خلیل (ع) می توان اشاره کرد. با کدام عقل بشری می توان پذیرفت که پدری، فرزندش را از لب تیغ بگذراند و او را قربانی نماید؟ با چه منطقی می توان چنین عملی را توجیه کرد؟ چگونه می توان پذیرفت که فردی پس از سالها دعا و نیایش و در سن پیری فرزندی که خدا به او مرحمت کرده را در اوج عشق و علاقه ذبح کند؟ هیچ جوابی جز تعبد محض و تسلیم کامل در برابر خواست و مشیت الهی نمی تواند انسان را قانع کند.

عمده ی احکام فقهی تعبدی است. یعنی نمی توانیم به حکمت آن پی ببریم و صرفاً چون امر خداست باید نسبت به آن خاضع باشیم.یکی از اموری که در روایات ما نسبت به آن تاکید و توصیه فراوانی صورت گرفته، بحث عزاداری سالار شهیدان و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. توجه به ساحت مقدس آن امام همام و توسل به ذیل عنایت آن بزرگوار و گریستن در مصائب ایشان از مسائلی است که به آن سفارش شده ایم. بنابر روایات، اشک بر آن حضرت از ثواب بالایی برخوردار است. آنقدر که نمی توان تصور کرد . امام صادق(ع) می فرمایند:و من ذکر الحسین عنده فخرج من عینه من الدموع مقدار زباب کان ثوابه علی الله عز و جل و لم یرض له بدون الجنةیعنی کسی که یادی از حضرت حسین بن علی نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگس اشک خارج شود.اجراو برخداست و حقتعالی به کمتر از بهشت برای او راضی نیست.

اینکه چرا گریستن بر سیدالشهداء بهشت را بر انسان واجب می کند از جمله امور تعبدی است و مثالها و نظائر آن در این مقاله ذکر شد. یک امری است که از جانب شارع مقدس و از سوی خدای حکیم مشخص شده است. همچنین زیارت آن حضرت از اجر و ثواب بالائی برخوردار است.روایتی در کتاب شریف کامل الزیارت نقل شده که قبل از بیان آن روایت باید بگویم این کتاب در نهایت درجه ی اعتبار می باشد. امام صادق(ع) به یکی از یارانشان به نام مسمع می فرمایند:

ای مسمع تو از اهل عراق هستی، آیا به زیارت قبر حسین(ع) می روی؟

عرض کردم: خیر، من نزد اهل بصره بوده و دشمنان ما از گروه ناصبی ها و غیر ایشان بسیار بوده و من در امان نیستم از اینکه حال من را نزد پسر سلیمان گزارش کنند. در نتیجه او با من کاری کند که عبرت دیگران گردد لذا احتیاط کرده و به زیارت آن حضرت نمی روم. حضرت به من فرمودند:آیا یاد می کنی مصائبی را که برای آن جناب فراهم کرده و آزار و اذیت هایی که به حضرتش روا داشتند؟ عرض کردم: بلی. حضرت فرمودند: آیا به جزع و فزع می آیی؟ عرض کردم: بلی به خدا قسم و بخاطر یاد کردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگین و حزین می شوم که اهل وعیالم اثر آن را در من مشاهده می کنند و چنان حالم دگرگون می شود که از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و به وضوح علائم حزن و اندوه در صورتم نمایان می گردد.

حضرت فرمودند:خدا رحمت کند اشک های تو را (یعنی خدا بواسطه این اشک ها تو را رحمت نماید)، بدان قطعاً تو از کسانی محسوب می شوی که به خاطر ما جزع نموده و به واسطه سرور و فرح ما مسرور گشته و بخاطر حزن ما محزون گردیده و بجهت خوف ما خائف بوده و هنگام مأمون بودن ما در امان هستند، توجه داشته باش حتماً و عن قریب هنگام مرگ، اجدادم را بالای سرت خواهی دید که به ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتی که به تو خواهند داد ، برتر و بالاتر از هر چیزی است. و خواهی دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان تر و رحیم تر خواهد بود.

و یا در جای دیگری از همین کتاب امام ششم حضرت صادق(ع) اینگونه می فرمایند: روز قیامت منادی ندا می کند: شیعیان آل محمد در کجا هستند؟!

پس از میان مردم گردنهایی کشیده شده و افرادی بپا می خیرند که عدد آنها را غیر از حقتعالی کس دیگر نمی داند. سپس منادی ندا می کند: زوّار قبر حسین(ع) در کجا هستند؟! خلق بسیاری به پا می خیزند. پس به ایشان گفته می شود: دست هر کسی را که دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید، پس شخصی که جزء زائرین است هر کسی را که بخواهد گرفته و به بهشت می برد.

به هر حال این موارد از اختصاصاتی است که خداوند متعال به ولی خود امام حسین (ع) عطا فرموده وجای هیچگونه سوال و ابهامی هم در آن نیست چرا که هیچ فعلی از خدا بی حکمت و بیهوده صادر نمی شود و این مساله هم از این قاعده مستثنی نمی باشد.

همانگونه که امام حسین(ع) همه وجودش را برای خدا خرج کرد و در برابر خدا از همه دارائی اش گذشت و حاضر شد در خون خود بغلطد و شاهد پرپر شدن تک تک عزیزانش باشد، خدا هم برای حسین فاطمه، از همه چیز گذشت و عشق و محبت او را مایه ی نجات، اشک بر او را آمرزنده ی گناهان و زیارتش را وسیله ای برای تقرب به خود قرار داد.

امروز، نه تنها یاد و نام حسین(ع) در میان مردم از بین نرفته است بلکه روز به روز بر تعداد عاشقان حضرتش افزوده می شود و سوگوارانش بیش از پیش نسبت به تغطیم این امر که ازشعائر الهی است می کوشند.

البته مطلبی ناگفته نماند و آن اینکه اصل مهمی که هر فرد باید در ذهن خود داشته باشد، تقوای الهی است. اینگونه نیست که هر کسی، هر کاری بخواهد انجام بدهد و معصیت در وجود او ملکه شود و فکر کند با گفتن یک یا حسین آمرزیده خواهد شد! بلکه اساسی ترین مساله ای که باید در نظر داشت تقوای الهی است. ملاک قبولی هر علمی پرهیزکاری و پارسائی و رعایت تقواست. همانگونه که قرآن هم به خوبی اشاره می کند. آنجا که می فرماید:انما یتقبل الله من المتقین.

منحصراً اعمال انسانهای متقی پذیرفته خواهد شد.





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سوگواری، کامل الزیارت، امام حسین(ع)،
یکشنبه 9 اسفند 1388 :: نویسنده : عبرات

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید . چرا می‌گویند گریه بر سید الشهداء(ع) این قدر ثواب دارد و یا این قدر گناه را پاک می‌سازد؟! آیا این مساله باعث نمی‌شود که انسان‌ها سوء استفاده کنند و خود را به انواع گناهان آلوده و ملوث ساخته پس از آن با ریختن اشک برای سالار شهیدان خود را پاک نمایند؟! برای پاسخ به این مساله باید نکاتی را در نظر گرفت.

مطلب اول: در ابتدا باید توجه کرد که هیچ حق الناسی بدون رضایت ذی الحق پاک نمی‌شود، ولو برای سالار شهیدان خون گریه کنی. در روایت است که حضرت سید الشهداء (ع) اصحابی را که بر گردن آن‌ها حقی مانده بود، از همراهی با خود منع نمودند و فرمودند نمی‌خواهم در آن دنیا شرمنده شما شوم (یعنی نتوانم شما را که خون خود را برای من ریختید، شفاعت کنم). از این سخن امام به روشنی می‌توان فهمید که حتی خون دادن در راه امام نیز نمی‌تواند حق الناس را پاک کند، چه رسد به گریستن بر ایشان. حق الناس فقط با جبران حق و یا اخذ رضایت ذی الحق است که پاک می‌شود. حال این که در غیر این صورت چه اتفاقی می‌افتد، مساله‌ای است که خداوند متعال در مورد آن باید تصمیم بگیرد و از بحث ما خارج است. اجمالا عده‌ای از علما از روی برخی روایات می‌گویند اگر کسی که حق بر عهده‌اش است، در روز حساب اعمال نیکی در پرونده‌اش باقی مانده باشد، بخشی از آن متناسب با حقی که برعهده‌اش هست، به ذی الحق داده می‌شود و یا اگر چنین نباشد فرد باید عذاب شود و البته این عذاب حتما در جهنم نیست، بلکه ممکن است در همین دنیا و یا در عالم برزخ باشد و ... .

مطلب دوم: خبرگزاری شبستان که از خبرگزاری‌های معتبر در کشورمان است چندی پیش روایتی را از تشرف سید بحرالعلوم (متوفی 1212ق) خدمت امام عصر(عج) در این رابطه بیان کرده که خلاصه جریان این تشرف به قرار زیر است: سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا به راه افتاد. در بین راه به این مساله که گریه بر امام حسین(ع) گناهان را می‌آمرزد، فکر می کرد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد و پرسید: درباره چه چیز به فکر فرو رفته‌ای؟ عرض کرد: در این باره که چطور می‌شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه‌کنندگان بر سید الشهداء می‌دهد؟ فرمود: «تعجب نکن! من برای شما مثالی می‌آورم. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده‌ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه‌ای را دید و وارد آن شد. در آن جا پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه بز شیردهی داشتند و از راه مصرف شیر این بز زندگی خود را می‌گرداندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از میهمان آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.

سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از آن‌ها جدا شد و خود را به درباریان رسانید و جریان را برای آن‌ها نقل کرد. در نهایت از آن‌ها سوال کرد اگر من بخواهم پاداش میهمان‌نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه کنم؟ یکی گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید، ... سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده‌ام. چون آن‌ها هر چه داشتند به من دادند. من هم باید هر چه که دارم به آن‌ها بدهم تا سر به سر شود. حال سیدالشهداء هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد. پس اگر خداوند به زائرین و گریه‌کنندگان آن حضرت این همه ثواب بدهد، نباید تعجب نمود. زیرا خدا که خداییش را نمی تواند به سید الشهداء بدهد؛ پس هر کاری که می‌تواند، آن را انجام می‌دهد. یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین(ع)، به زوار و گریه‌کنندگان آن حضرت نیز درجات بالایی عنایت می‌کند.» چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.این مطلب صرف نظر از صحت و سقم آن، حاوی نکات دقیق عقلانی و منطقی است که حتی اگر بر فرض از زبان امام عصر(عج) نیز بیان نشده باشد، به دلیل تطابق آن با عقل و منطق قابل قبول است.

 مطلب سوم: علامه بزرگ آیت‌الله طباطبایی (ره) پاسخی به علمای اهل سنت در این زمینه داد و آن‌ها را برای همیشه از بیان ایراداتی که کلا به بحث شفاعت داشتند، معاف نمود. عده‌ای از علمای اهل سنت ادعا داشتند که بحث شفاعت که شیعه مطرح می‌کند، جسارت انسان را برای گناه زیاد می‌کند و انسان با خود می‌گوید هر کاری می‌خواهی بکن، بعدا شفاعت تو را می‌کنند و یا با ریختن اشک بر سید الشهداء (ع) پاک می‌شود. پاسخ علامه بزرگ به طور خلاصه این بود که اولا نباید همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه کرد. نیمه پر لیوان این است که شفاعت و یا ریختن اشک امید انسان را به بخشش خداوند زیاد می‌کند. و دوم این که اگر قرار بود انسان با وجود این مساله جسارت خود را برای گناه افزایش دهد، خداوند هرگز توبه را برای انسان قرار نمی‌داد و نمی‌فرمود هر کاری می‌خواهی بکن، من با توبه آن را پاک می‌کنم (صد بار اگر توبه شکستی باز آ). بحث شفاعت و ریختن اشک از منظر امید به بخشش خداوند و در مقابل آن جسارت انسان برای گناه، دقیقا مانند توبه است.

در روایات است که شیطان هنگامی که به خداوند عرض کرد بندگانت را گمراه می‌کنم، خداوند فرمود من دربی به روی آن‌ها باز می‌کنم به نام توبه. شیطان گفت من فرصت توبه را از آن‌ها می‌گیرم. یعنی اصل وجود توبه را از یاد برخی که اعتقادات کمتری دارند، می‌برم و برای آن‌ها که اعتقاد بیشتری دارند، توبه را به تاخیر می‌اندازم وآنگاه خداوند قسم یاد کرد که پیروان شیطان را عذاب کند. در مورد بحث شفاعت نیز همین‌طور است. شیطان بیکار نمی‌نشیند. با ایجاد شبهه در دل انسان‌ها که مگر می‌شود خداوند گناهان را با ریختن اشک برای کسی از بین ببرد، آن‌ها را از گریه بر سالار شهیدان دور می‌سازد از فواید بسیار آن محروم و هدف خود را در گمراهی انسان‌ها و عدم بخشش گناهانشان تحقق می‌بخشد.

آن چه كه در رابطه با گریه بر سالار شهیدان ذكر شد، طبیعی است كه هدف نهضت عاشورا نبوده است. صد البته كه هدف اصلی نهضت عاشورا همان گونه كه خود امام(ع) فرمودند امر به معروف و نهی از منكر بوده و نه بر جای گذاشتن خاطره‌ای برای گریه و زاری. درست است كه كسی كه شرف و انسانیت دارد صد البته بهتر است از شیاد كلاهبردار و بی‌وجدانی كه هر سال محرم روضه بر پا می‌كند و گریه سر می‌دهد. اما چه خوشبخت است كه بتواند بین این دو را جمع كند. درست مانند این است كه بگوییم كسی كه نماز نمی‌خواند، اما آدم خوبی است و به مردم كمك می‌كند و كلاهبرداری نمی‌كند و ... بهتر است از كسی كه نماز شبش ترك نمی‌شود، اما گناهكار است و كلاهبردار و ... . اما آیا این دلیل می‌شود كه نماز نخوانیم و فقط به دنبال خوب بودن باشیم؟! چه رستگار است كسی كه هم نماز شبش ترك نشود و هم انسان پاكی باشد و همین گونه چه ابرمردی است كسی كه روضه‌اش برای سیدالشهداء قطع نشود و انسانیت نیز داشته باشد.


والسَّلامُ عَلی سَیدِالشُّهَداءِ وَ اَتْباعِهِ وَ باکِینِه وَ مُبْكینِهِ وَ مُتَباكینِهِ





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، ارزش گریه، نهضت عاشورا،


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic