مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








جشنواره
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : عبرات
رسـول گرامى اسلام (ص) به مهمانى دعوت شده بود با گروهى از اصحاب به میهمانى مى رفت درراه امام ح س ی ن (ع) را دید كه در كوچه بازى مى كند،پیش رفت تا او را بگیرد،ولى او كودكانه گریخت وهر چه حضرت به دنبال او رفت ، او به سوى دیگرى جست و آن حضرت همچنان خنده كـنـان او را دنـبـال مـى كرد تا او را گرفت آن گاه دستى بر پس گردن و دستى در زیر چانه او گرفته دهان بر دهانش گذاشت و او را بوسید.

و بـعد فرمود: حسین از من است و من از حسینم , خدا دوست بدارد كسى را كه حسین را دوست دارد [1] .

زیـد بـن حـارثـه نقل مى كند: مى خواستم براى انجام كارى خدمت رسول خدا (ص) برسم شبانه بـه مـنـزل آن حـضـرت رفتم و درب خانه را كوبیدم پیامبر در حالى كه چیزى در زیر عباى خود داشـت ، بـیـرون آمد پس از آن كه كارم تمام شد ، پرسیدم :

اى رسول خدا! چه همراه دارى ؟

عباى خـویـش را بـه كـنـار زد و حـسن و حسین را كه در برگرفته بود به من نشان داد و فرمود: اینان فرزندان من و فرزندان دختر من هستندآن گاه رو به آسمان كرد و فرمود:اللهم انك تعلم انى احبهما فاحبهما و احب من یحبهما.

خدایا! تو مى دانى كه من این دو را دوست دارم , پس آنها را دوست بدار و دوست بدارهر كس آن دو را دوست بدارد [2] .

سـلـمـان فـارسـى نـیز از پیامبر اكرم در خصوص امام حسن و امام حسین (ع) روایت كرده است كه فرمود:.

هـر كس فرزندانم حسن و حسین را دوست بدارد, من او را دوست دارم و هر كس من اورا دوست بـدارم , خـداونـد او را دوست دارد و هر كس خدا او رادوست بدارد به بهشت هاى پر از نعمت وارد خواهد شد اما هر كس آن دو را دشمن بدارد و بر آنها ستم روادارد ، من او را دشمن خواهم داشت و هر كس من او را دشمن دارم ، خداوند او را دشمن دارد و به آتش جهنم در افكند و در عذاب پایدار بماند [3] .

ایـن عـلاقـه و عنایت ویژه پیامبر اكرم (ص) به امام ح س ی ن (ع) و اهل بیت (ع) را صرفا نمى توان به یك رابطه عاطفى و علاقه خویشاوندى حمل كرد مضامین روایاتى كه در كتب فریقین فراوان نقل شـده اسـت ، نـشـان مى دهد كه رسول خدا (ص) با اطلاع و آگاهى از مسیر آینده جامعه اسلامى ،مـى خـواستند بدین وسیله راه حق و باطل را به روشنى از یكدیگر تفكیك و متمایز سازند در واقع پـیـامـبـر اكرم با این سخنان گویا همه دشمنى ها و كینه توزى هایى را كه در آینده بر ضد خاندان نبوت انجام خواهد شد ، براى حق پویان و حقیقت طلبان پیش گویى مى كردند شاید از این روست كـه در روایـات دیگر, رسول خداصریحا از جنگ و پیكار بااهل بیت یاد كرده است و جنگ باایشان را همچون جنگ با خودش دانسته است .

دانـشـمـندان برجسته اهل سنت از زید بن ارقم و ابوهریره و دیگران روایت كرده اند كه پیامبر در هـنـگام فوت , آن گاه كه در بستر بیمارى افتاده بود، رو بهعلى و فاطمه و حسن و حسین كرد و فـرمـود: ((انـا حـرب لـمن حاربكم و سلم لمن سالمكم , یعنى : من با هر كس كه با شما بجنگد در جنگ خواهم بود و با هر كس با شما دوستى كند دوست خواهم بود)) [4].

ایـن عـبارت بارها و بارها از سوى پیامبر اكرم در شان اهل بیت گرامیش صادر شده است [5] ازجـمـله نقل كرده اند كه آن حضرت بارها رو به خانه على و فاطمه و حسن و حسین مى ایستاد و مـى فـرمـود:((انــا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم ، یعنى مى جنگم با هر كس كه شما با او بجنگید و دوستى مى كنم با هر كس كه شما با او دوستى كنید)).

بـرا بن عازب روایت كرده است كه رسول اكرم (ص) در مورد امام ح س ی ن (ع) فرمود:

((هذا منى و انامنه و هو محرم علیه ما یحرم على ، یعنى حسین از من است و من از حسینم و هر چه بر من حرام است بر حسین نیز حرام است )) [6].

 
پی نوشت ها

(1). مقتل خوارزمى , ج 1, ص 146 و فرائد السمطین , ج 2, ص 131, باب 30.
(2). طبقات ابن سعد, ترجمه امام حسین , مؤسسه آل البیت , ص 23, این روایت در سنن ترمذى , ج 5, ص 656 و سنن نسایى , روایت 5824 و نیز نقل شده است .
(3). تاریخ ابن عساكر, ترجمه امام حسین (ع ), ص 139.
(4). تاریخ دمشق , ابن عساكر, ترجمه امام حسین , ص 146.
(5). سـنـن ترمذى , ج 13, ص 248 و اسدالغابه , ج 7, ص 225 و مستدرك , حاكم نیشابورى , ج 3, ص 149.
(6). كنز العمال , ج 7, ص 106.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، اهل بیت (ع)، دوستی،
یکشنبه 4 آبان 1393 :: نویسنده : عبرات
عزاداری برای امام حسین (ع) تا چه اندازه مجاز است؟
با توجه به حکمت عزاداری بر اهل بیت‏ علیهم السلام - به خصوص امام حسین‏ علیه السلام - حد عزاداری را شرع و عقل تعیین می‏ کنند. اگر عزاداری در شیوه ‏هایی اجرا شود که شور را بر شعور غالب سازد و به نوعی موجب انحراف از فلسفه عزاداری گردد؛ خارج از حدود عزاداری مشروع، مقبول، موجه و معقول است. اگر قالب‏ های عزاداری به گونه‏ ای باشد که عقلای جامعه، آن را تقبیح کرده، آن را موجب وهن مذهب و آموزه‏ های اصلی عاشورا می‏دانند، قطعاً حد غیر مجاز عزاداری خواهد بود.

گفتنی اینکه شکل و صورت عزاداری، باید به گونه‏ ای باشد که بتواند هسته و محتوای اصلی پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و باور انسان‏ها را نسبت به آنها تقویت نماید، ولی اگر این ظاهر به صورتی درآید که نه تنها باطن و مغز را نشان ندهد، بلکه باعث گردد اصل مسئله و موضوع خدشه ‏دار شود، شکل و صورت مناسبی نخواهد بود و این لباس بر قامت این تن رعنا، راست نخواهد آمد.

به عنوان مثال قمه ‏زنی - که یک گونه خاص عزاداری است - نه تنها شعارها و گفتارهای اصلی عاشورا را به درستی ابلاغ نمی‏کند؛ بلکه چنانچه مقام معظم رهبری فرمودند، موجب وهن قضیه کربلا می‏گردد و لذا غیر مجاز است.[1] .

با توجه به ابهت و شوکتی که حضرت امام حسین ‏علیه السلام داشتند، چرا در برخی مراسم و مجالس، چهره مظلوم و خوار، از ایشان ترسیم می‏کنند چگونه توجیه می‏شود؟ عزت - به معنای سخت، محکم و استوار بودن - صفت پسندیده‏ای است که در برخی آیات قرآنی بر آن پافشاری شده و آن را زیبنده خداوند، و رسولش و مؤمنان دانسته است.[2] .

امام حسین‏ علیه السلام و اصحاب ایشان، با تأسی به این آموزه قرآنی در گفتار و عمل همواره پیش قدم بودند و هیچ گونه زبونی و ذلت را تاب نیاوردند تا آنجا که «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» به یکی از شعارهای اصیل نهضت عاشورایی تبدیل شد.اما متأسفانه در بعضی از منابع و نوشته ‏ها - که دستمایه برخی از مجالس عزاداری نیز هست - عنصر عزت در سیره نهضت سید الشهدا علیه السلام مفقود و مغفول است.ریشه و عامل روانی این شیوه، در این نکته نهفته است که برخی از مبلغان نهضت حسینی، بجای آنکه سعی و تلاش خود را در افزایش شناخت مردم با ابعاد گوناگون این واقعه عظیم قرار دهند؛ تنها به تحریک احساسات و عواطف آنان پرداخته و برای این منظور به نقل مطالب از هر منبع غیر موثق و غیر مستند روی می ‏آورند و چهره ‏ای ذلیلانه از نهضت ابا عبداللَّه‏ علیه السلام برای مردم ترسیم می‏کنند!

به هر روی، بیان پاره ‏ای از مطالب - که صورتی رقت‏ بار و به دور از عزت برای امام حسین‏ علیه السلام و اصحاب و همراهان وی مطرح می‏ سازد - با اصل غیرتمندی دین اسلام و سیره نبوی و علوی و اهل بیت‏ علیهم السلام ناسازگار و کاری غیر موجه است.البته روایت «مظلومیت اباعبد اللَّه‏ علیه السلام»؛ به معنای تحلیل ظلم‏ های مستندی که بر حضرت و صحابه او رفت، هیچ منافاتی با عزتمندی آن شخصیت عظیم ندارد؛ بلکه عزت سید الشهدا و همراهانش را بیشتر روشن می ‏سازد؛ زیرا با تبیین ظلم دشمنان آن حضرت و چگونگی برخورد اباعبد اللَّه‏ علیه السلام با آن و تشریح ابعاد ظلم ‏ستیزی ایشان، مشخص می‏گردد که روحیه عزیزانه چگونه و در چه قالبی می‏تواند در برابر ظلم ایستادگی کند.

چرا برای بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفت‏گو اکتفا نمی ‏شود؟ آیا زنده نگه داشتن یاد عاشورا فقط منحصر به این است که انسان سینه ‏زنی و گریه کند، شهر را سیاه ‏پوش کند، مردم تا نیمه‏ های شب به عزاداری بپردازند و حتی گاهی روزها کار و زندگی خود را تعطیل کنند؛ مخصوصاً با توجه به اینکه این امور ضررهای اقتصادی به دنبال دارد.آیا ممکن‏ نیست این خاطره‏ ها به گونه‏ ای تجدید شود که ضررهای اقتصادی و اجتماعی کمتری داشته باشد، مثلاً جلسات بحث، میزگرد یا سمینارهایی ترتیب داده شود، و با تماشای بحث و گفت‏گو خاطره این حادثه برای مردم تجدید شود؟

بحث درباره شخصیت سید الشهدا علیه السلام در قالب تشکیل میزگردها، کنفرانس‏ ها، سخنرانی‏ ها، نوشتن مقالات و امثال این قبیل کارهای فرهنگی، علمی و تحقیقات، بسیار مفید و لازم است و البته در جامعه ما نیز انجام می‏ شود و به برکت نام سید الشهدا علیه السلام و عزاداری آن حضرت، بحث، گفت‏گو و تحقیقات زیادی درباره این امور صورت می‏گیرد و مردم نیز معارف را فرا می‏ گیرند.این فعالیت‏ها بجای خود لازم است، اما آیا برای اینکه ما از حادثه عاشورا بهره ‏برداری کامل کنیم، این اقدامات کافی است؟ یا اینکه امور دیگری نیز مثل همین عزاداری‏ ها بجای خود لازم است؟


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، روش عزاداری، استاد مطهری،
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : عبرات
... و مادر، مادر معصوم تو دانست که انتظار به پایان رسیده و لحظه دیدار نزدیک است. دیدار کسی که نه ماه همراه او بود و لحظه‌ لحظه با او سخن می‌گفت. دیدار کسی که تاریخ را با خون خویش دگرگون می‌کرد. دیدار کسی که در پی نامش هزاران حادثه و فلسفه سترگ نهفته بود.

تو آمدی و درختان، همه پیش پایت قیام کردند. ابرها از آسمان رفتند تا آفتاب، رخساره تو را ببیند و رسم روشنگری بیاموزد و آسمان در تو نظر کند و معنای بلندی را دریابد. تو آمدی که شمشیرداران ستم‌کار، پایان عمر خویش را نزدیک ببینند و خون در رگ‌ های عاشقان آرزومند شهادت به خروش آید.

سلام ای فرزند مهربانی بتول و حیدر! ای میوه عشق تنها زوج معصوم آفرینش! ای حاصل پیوند دو دریای بیکران! ای اقیانوس تا ابد! بگذار رسول خدا(ص)، تو را در آغوش بگیرد و نامِ از آسمان آمده‌ات را در گوشَت زمزمه کند. بگذار محمد(ص) اشک‌هایش را پنهان از همه، با گوشه قنداقه تو بزداید و در دل خویش، از مصیبت‌های آینده تو اندوهناک شود. بگذار امیر مؤمنان، لبخندِ شُکر بر لبانش بنشیند از اینکه آینده امامت از نسل سبر تو تداوم خواهد داشت.

لبخند بزن تا مادر به یاد نیاورد که قرار است شاهد چه ستم‌ها در زندگانی‌ ات باشى. آ‌ن‌گونه بخند که تمام هستی به ‌روی زهرا بخندد و نداند که پیامبر، روزهای سخت‌ِ نیامده را برای تو،در دل می‌گرید. چشم امید تمام رسولان‌ِ پیش از این، چشم امید علی و فاطمه به توست. به دست‌های منبری که اینک در گاهواره آرام گرفته‌اند فردا زمین و زمان را به لرزه درمی‌آورند. به چشم‌های کودکی که امروز بی‌دغدغه مادر و پدر را می‌نگرد و فردایی نه چندان دور بر زمین و آسمان ولایت می‌یابد.

اینک آسوده بخواب. امروز بی‌اضطراب باش، ای مرد فردای خون و شمشیر! که آینده، توفان ِمصایبش را چنان به سوی تو روانه خواهد کرد که یک عمر، ‌فرصتِ آسوده را کم می‌آورى. آغوش مهر زهرا غنیمت است اینک. در آغوش عصمت او تا می‌توانى، قد بکش. تا می‌توانى، صبر و عظمت و استواری بیندوز. از این آغوش بی‌همتا تا می‌شود حقیقت را بیاموز که او آینده اسلام و راه سرخ شهادت خونینش را به تو می‌سپارد.

حسین! تمام تاریخ به تو تکیه دارد و به خون تو؛ خونی که قطره‌ قطره‌اش سرنوشت انسان‌‌ها را تا ابد رقم خواهد زد و پیامی سرخ را به گوش تمام زمین و زمان خواهد رساند. چشم ِ تمام گذشتگان و آیندگان به توست؛ به مرد قهرمانی که با شمشیر خویش، با خون عزیزان و خون خویش، پرده از حقایق برمی‌ افکند و هر چه باطل را محو می‌‌کند. به آنان‌که انتظار تو را کشیده‌اند، آنان‌‌که آرزوی اقتدا به قیام تو را دارند، بگو شمشیرهای‌ شان را مهیا کنند. تو اینک متولد شده‌ای و قیام بی‌بدیل خون علیه شمشیر اینک تولد یافته است. از امروز کربلا چشم به راه می‌ماند برای روز موعود تو ای حسین! روزی که شبیه هیچ روزی نیست.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین(ع)، چشم امید علی، پیام سرخ،
پنجشنبه 15 اسفند 1392 :: نویسنده : عبرات
اگر چه قبر حقیقی سیدالشهدا (ع) در دلها و قلبهاست که بنای آن از دوران کودکی در سرزمین دل شیعیان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شریف آن حضرت همواره از آثار و برکات متعددی برخوردار بوده است.ضریح مقدس و حرم مطهر امام حسین (ع) یادگاری از جان نثاری و فداکاری او و یارانش در راه خدا می ‏باشد. مرقدی که جای عترت آدمیان برای ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است که این بارگاه شریف و غم‏ انگیز و شور آفرین، همواره زیارتگاه مردم جهان شده و انسانها، فداکاری و عشق و صفا را از خفتگان این مرقدهای شریف، سرمشق گیرند.

حرم حسین کعبه دلهاست. و این کعبه طوافگاه زائران و قبله امیدواران و دارالشفای دردمندان و پناهگاه توبه کنندگان و گنهکاران است.آری، عاشقان کویش و دلباختگان رویش، پروانه ‏وار خود را در اطراف ضریح مطهرش گردانیده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خویش را می‏ سوزانند و اشک شوق و اشتیاق بر چهره و رخسار می ‏افشانند، و بر مظلومی و مصیبت های او و خاندانش ناله سر می‏ دهند براستی «این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست».

فضل و شرافت کربلا و مرقد مطهر سیدالشهدا (ع) چنان است که امام صادق (ع) فرمود: «قبر ابی عبدالله الحسین (ع) از آن روزی که در آنجا دفن شد، باغی از باغهای بهشتی است»[1] .

با ذکر این مختصر، شایسته است جهت آگاهی و آشنایی با چگونگی حرم و مرقد شریف امام حسین (ع) و تحولات عمارت شریف، مطالبی به طور اجمال ذکر گردد.محل دفن آن حضرت که همان گودال قتلگاه است، اکنون دارای سقفی است که روی آن صندوق مبارک نهاده شده و روی صندوق، ضریح در میان روضه منوره، و روضه نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهدا می ‏باشد این مجموعه هم اکنون حرم امام حسین (ع) را تشکیل می‏دهد، و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانی زمین کربلا بوده و می‏باشد.

ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روی آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»، و در بالای سر، «آیه نور» نوشته شده است.صحن مطهر حسین (ع) دارای هفت باب است که عبارتنداز:1- باب قبله که ساعتی بر فراز آن نصب است، 2- باب قاضی الحاجات 3- باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد 4- باب سلطانی 5- باب بازار بزازها 6- باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7- باب صافی که به درب بین الحرمین نیز معروف است.

از اخبار چنین بر می ‏آید که بارگاه حسینی هفت مرتبه - به غیر از عمارت موجود - بنا نهاده شده است.

عمارت اول: بارگاه سیدالشهدا (ع) پس از ساختن قبر شریف آن حضرت برای اولین بار در دوران بنی امیه بنا گردید، اخبار و روایات بسیاری آمده که در زمان بنی امیه سقفی بر روی مزار امام و مسجدی (ظاهراً توسط بنی اسد) نزدیک آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشید (سال 193) همچنان باقی بود.

عمارت دوم: بعد از تخریب مرقد شریف، توسط هارون، در زمان مأمون خلیفه عباسی، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقی بود. اما از آن سال تا سال 247 متوکل چهار بار امر به خرابی و انهدام قبر کرد، و اوقاف حایر مبارک را برد و ذخایر آن را تاراج کرد.

عمارت سوم: سومین بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجدید بنا شد، و تا سال 273 باقی بود.

عمارت چهارم: تجدید بنای مرقد امام برای چهارمین بار به دست محمد بن زید بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب، ملقب به «داعی صغیر» پادشاه طبرستان انجام گرفت.

عمارت پنجم: بنای عضد الدوله دیلمی بود، که در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود که رواقی به دست عمران بن شاهین معروف به «رواق عمران» در حایر حسین ساخته شد.

عمارت ششم:ششمین بار بارگاه حسین به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزی، وزیر سلطان الدوله دیلمی نوسازی شد.

عمارت هفتم: عمارت موجود است که در سال 767 بعد از سرنگونی دولت آل بویه به سال 310 به دستور سلطان اویس ایلخانی ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اویس در تکمیل آن کوشید و تاریخ آن در بالای محراب و نزدیک سر شریف آن حضرت نگاشته شده است.

و اما آثار و برکات مرقد شریف و حرم مطهر سیدالشهدا (ع) عبارتنداز:


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، مرقد، کعبه دلها،
1- روز عرفه، که ثواب یک میلیون حج دارد.
2- روز اول ماه رجب که موجب آمرزش است.
3- نیمه ماه شعبان.
4- شب نیمه شعبان.
5- شب قدر.
6- ماه رمضان (شب اول- نیمه رمضان- شب آخر).
7- شب عید قربان.
8- شب عید فطر.
9- شب عاشورا.
10- روز عاشورا، که معادل زیارت خدا در عرش است.
11- اربعین امام حسین (ع).
12- هر شب جمعه.
13- هر روز جمعه.
14- هر ماه.
15- هر سال.
16- هر روز از راه دور.



و آن کسی که این اوقات را غنیمت شمرد و سالار شهیدان را زیارت کند، این بهره ها و فضایل نصیبش می شود:

1- روزی را زیاد می کند.
2- عمر را طولانی می کند.
3- خطرات را دفع می کند.
4- گناهان گذشته و آینده را می آمرزد.
5- می تواند 50 نفر را شفاعت کند.
6- حاجت او کنار قبر مستجاب است.
7- ملائکه برای زوار دعا می کنند.
8- نام او را در اعلی علیین می نویسند.
9- هنگام خروج از خانه از گناه خارج می شود.
10- ثواب هزار حج مقبول دارد.
11- ملائکه، مأمور حفظ او و مالش هستند تا برگردد.
12- روز قیامت خداوند بهترین حافظ اوست.
13- در قدم اول آمرزیده و در قدمهای بعدی تقدیس می شود.
14- به هر درهمی ده هزار درهم در دنیا و آخرت به او عوض می دهند.
15- در قیامت همه آرزو می کنند که از زوار حسین باشند.
16- زوار حسین بر سفره های نور هستند در قیامت.
17- زوار حسین در جوار پیامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) هستند.
18- زوار حسین چهل سال قبل از دیگران به بهشت داخل می شوند.
19- خداوند مهمات دنیوی او را برآورده می کند.
20- زائر حسین شهید می میرد.
21- ثواب دو ماه اعتکاف و روزه در مسجدالحرام را دارد.
22- زیارت حسین در هر ماه، ثواب هزار شهید دارد.
23- هر یک قدم که با پای پیاده بردارد موجب هزار حسنه و آمرزش هزار گناه و بالا رفتن هزار درجه برای او می شود.
24- هر قدم که پیاده بردارد ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل را دارد.
25- هر یک روز اقامت نزد حضرت، معادل هزار ماه است.
26- هر قدم که می گذارد ثواب یک حج و هر قدم که برمی دارد ثواب یک عمره را دارد، به شرط آنکه به خاطر ریا نباشد.
27- زیارت سیدالشهدا ثواب هزار شهید از شهدای بدر را دارد.
28- زیارت حسین (ع) ثواب هزار صدقه مقبوله را دارد.
29- زیارت حسین، ثواب هزار روزه دار را دارد.
30- ثواب هزار بنده آزاد کردن را دارد.
31- زائر حسین اگر از اشقیا باشد، جزء سعادتمندان نوشته می شود.
32- ثواب آماده کردن هزار اسب با زین و لجام در راه جهاد را دارد.
33- زیارت حسین، زیارت خداست.
34- ثواب هزار جنگ همراه با پیامبر مرسل یا امام عادل را دارد.
35- ثواب زیارت حسین قابل شمارش نیست.
36- زیارت حضرت در عرفه، ثواب یک میلیون حج و یک میلیون عمره را دارد.
37- زیارت حسین بهترین عمل است.
38- خداوند به زائر حسین مباهات می کند.
39- پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار برای او دعا می کنند.
40- پیامبر و ملائکه در قیامت با او مصافحه می کنند و با امام حسین (ع) محشور می شوند.(1)

آنچه که تاکنون گفته شد، درباره زیارت تربت گلگون عزیز دل زهرا، از نزدیک است. یعنی زمانی که شخص به کربلا برود و مستقیماً قبر مطهر را زیارت کند که خداوند، انشاءالله بهره و نصیب همه بفرماید. اما روایاتی هم برای زیارت از راه دور ذکر شده است. چون عده ای به هر دلیل (بیماری، فقر، دوری راه، بسته بودن راهها و...) نمی توانند به کربلا مشرف شوند، اهل بیت (ع) تکلیف را مشخص کرده اند. معروفترین و پرفیضلت ترین زیارت از راه دور، زیارت عاشورا است. این زیارت از سنخ احادیث قدسی است. یعنی سالها قبل از واقعه کربلا، خداوند این زیارت را توسط جبرئیل بر رسول خود نازل فرمود.

آن قدر توصیه و تأکید بر مداومت زیارت عاشورا وارد شده و آنقدر داستانهای حقیقی و روایات از اثرات این زیارت وجود دارد که انسان را به حیرت و تعجب وامی دارد.این همان زیارتی است که در داستان معروف ملاقات سید رشتی با امام عصر (عج)، امام به او می فرماید: شما چرا عاشورا را نمی خوانید؟


پی نوشت:
(1) وسایل الشیعه ج 10




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، زیارت، ایام مخصوصه،
سه شنبه 14 آبان 1392 :: نویسنده : عبرات
ماهی كه در تمام سال از آن حزن و عشق است ! چه ماهی !

اگر به بعد مكان در عاشقی قائل نباشیم به وجود زمان درآن قائلیم! و محرم ماهی است در سال كه برای عاشقی كردن است...


و محرم، شهر الحزن است...

و محرم به فرموده ولی امر مسلمین جهان، ماهی است در سال إلی الابد برای پیروزی خون بر شمشیر...و در این ماه است که به مصیبتهای بزرگ دچار می شوند . عاشقان عالم و بلا به جان می خرند تا به صیغه محبوب درآیند.


سید بن طاووس اعلی الله مقاله الشریف در عظمت ماه محرم ضمن بیان حدیثی چنین می فرماید: امام رضا (ع) فرمود: با اینکه حتی مردم در زمان جاهلیت به ماه محرم احترام گذاشته و در آن به جنگ نمی پرداختند ، ریختن خون ما در این ماه حلال شمرده شد و به هتک حرمت ما اقدام نمودند و فرزندان و زنان ما را به اسیری بردند و خیمه های ما را سوزاندند و اموال ما را به تاراج بردند و حرمت رسول خدا (ص) را درباره ما رعایت نکردند .

روز شهادت امام حسین(ع) در سزمین «کرب» (اندوه) و «بلا» پلک های ما را مجروح کردند و اشک های ما را  ریختند و عزیز ما را خوار کردند . بنابراین ، گریه کنندگان باید بر مثل حسین (ع) گریه کنند ، که گریستن بر او موجب ریزش گناهان می شود .آنگاه فرمود « وقتی ماه محرم می شود هرگز پدرم بزرگوارم صلوات الله علیه خندان دیده نمی شد و تا پایان دهه نخست آن، اندوه بر او سایه افکنده بود و وقتی روز دهم می شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود این روز ، همان روزی است که امام حسین علیه السلام در آن بشهادت رسید» .

و اینک رسید شهرالحزن 
رسید ماه ماتم و عشق جان تازه ای گرفت ...

و این خون خداست ؛ خون انقلابی خدا ، پسر خون  انقلابی خدا که سفر حج را نیمه تمام گذاشته و به کربلا آمده است تا سیاهی و تاریکی و ظلمات را در هم بشکند و سبیل الله را الی الابد برای تمام ابنای بشر مشخص نماید..

و این حسین علیه السلام است ؛ همان که رسول الله الاعظم شهادتش را علت و سبب روشن شدن آتشی در دل آزادگان جهان نامیده است که هرگز به خاموشی و زوال نگراید..و این کاروان از جان گذشتگان است همراهش که نامهاشان از ابتدای خلقت و حتی پیشترها، در آسمانها به تکریم و تعظیم برده شده است و عزیزند در نزد خدایتعالی به سبب عشق باشکوهشان...

و این هجده قربانی مخصوص فاطمه سلام الله علیهاست به درگاه رب العالمین که در شانشان نازل گشته است « و فدیناه بذبح عظیم».هجده قربانی از هجده ساله عاشقی که نیم عمر به خدمت و همراهی نبوت گذارند و نیم دیگرش به عشقبازی در میدان ولایت..و این فانی شدگان در ثارالله هستند ابوالفضل العباس علیه السلام و زینب کبری سلام الله علیها که هریک، یکی از سردارن سپاه حسینند.ابوالفضل العباس علیه السلام سر سلسله جنبان تشنه کامان و ساقی باده توحید و معارف و زینب سلام الله علیها قافله سالار دلسوختگان و پرستار و سرپرست شیداییان پا تا به سر سوخته آل الله ..

حسین علیه السلام سفر حج نیمه را می گذارد و به کربلا می آید در حالی که هیچ جای کره ارض نقطه ای برایش امن نیست و حتی خانه خدا که از چند سمت و تا چند فرسخ پناه و مامن تمام ابنای بشری است ، برای او پناهی ندارد..حسین بن علی علیه السلام مکه را به سمت کربلا ترک کرده و به کربلا می آید تا تعبیر نماید « کل یوم عاشورا و کل ارض و اینکه می گویم حسین علیه السلام به کربلا می آید ، و نمی گویم به کربلا می رود از اینروست که فرموده اند « کل یوم عاشورا و کل ارش کربلا » و گفته سید مرتضی ، تفسیر روشن این کلمات نورانی است آنگاه که گفت « چه جنگ باشد و چه نباشد ، راه من و تو از کربلا می گذرد...»

و اینکه بگویم حسین بن علی علیه سلام به کربلا می آید ، یعنی جمله ای که هزار در هزار روضه در کلماتش پنهان است. و این اینکه بگویم حسین بن علی علیه سلام به کربلا می آید ، یعنی تشنگی و عطش و هیهات من الذله و ظهر عاشورا و رئوس بهترین بندگان خداوند بر فراز نیزه و راس حسین علیه السلام هزار منزل رفته و آیات قرآن خوانده و شیران بیشه محمد صلی الله علیه و آله با پیکرهای صد چاک و تکه تکه و عریان در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله و مجلس ابن زیاد لعنت الله علیه تکلم لبهای نازنین ثارالله با صوت شریف تلاوت قرآن و چوب خیزران و لبهای قرآن ناطق و ..

و اینک بگویم حسین علیه السلام به کربلا می آید ، یعنی سنگین ترین روضه عالم و قرآن پاره پاره و تکه تکه شده در گودی قتلگاه و سفر طولانی زینب کبری سلام الله علیها و گذشتن از مودت اسود...و اینک بگویم حسین علیه السلام به کربلا می آید ، یعنی پرسشی تاریخی و سرنوشت ساز به قول حاج احمد متوسلیان « تو چه می کنی ؟ میروی یا می مانی؟» و رسیدن به دو راهی حسین علیه السلام با یزید!

عجبا از این مقایسه!
چه مقایسه دردناکی و چه معامله دردناکی حقیری برای آنان که چنین مقایسه ای کردند و حسین علیه السلام را به بهای ملک ری و سکه های زر و حفظ جان فروختند ..حسین علیه السلام به کربلا می آید با قاسم بن الحسن و علی اکبر و عون بن جعفر طیار و علی اصغر علیه السلام و ..و اینها هر یک که نام ببری خود روضه اند. در پی روضه ای هنوز؟!



این نامها ، همه روضه اند؛ سخت و سنگین و دردناک ..و گمان نکن من و تو و آنها که بعد عاشورا به دنیا آمدند تنها گریه کنندگان کشته دشت نینوایند ...تا بوده همین بوده و تمام پیامبران اللهی برای حسین علیه السلام گریسته اند.که اگر چنین نبود نمی فرمود :«من کشته اشکهایم» اول روضه خوان حسین علیه السلام خداوند متعال بوده است که برای ایوب و زکریا و ابراهیم و ..روضه از حسین علیه السلام خوانده است ..به فراز بسیار تکان دهنده ای از وقایع عاشورا بنگر!

« مالک بن عبدالله بن سریع جابری که در روز چهارم محرم به کربلا رسید و به اردوگاه اباعبدالله علیه السلام پیوست . روز عاشورا ، پس از تیر باران دشمن و شهادت جمعی از یاران و پس از آن شهادت گروهی از انصار در نبرد تن به تن ، همراه برادرش اشک ریزان به محضر اباعبدالله رسید.امام دلیل گریه را پرسید و فرمود : بردارزادگانم، چرا گریه می کنید؟ آنها گفتند : بر غربت و مظلومیت و تنهایی شما گریه می کنیم . سپس همراه برادر به میدان رفت . هنگام رفتن ، به امام سلام وداع داد و گفت علیک السلام یا بن رسول الله و امام جواب داد و علیکما السلام و رحمت الله و برکاته و نحن خلفکما.. و پس از نبردی حماسی و شجاعانه او و برادرش در حلقه محاصره قرار گرفتند و به شهادت رسیدند..» هزار عجبا که هفتاد و دو فدایی ثارالله نیز برای او گرسته اند...انگارکه نخواسته اند از برکت و موهبت گریه برای حسین علیه السلام محروم شوند.

فرمود « من کشته اشکهایم »
و اینک به کربلا رسیده است...
و اینک شهر الحزن رسیده است ...
ماهی که جز گریه، حرام است .

ماهی که در آن اهلبیت علیه السلام گریه و ناله به نهایت می رسانند و آن سان می گریستند که پلک چشمانشان مجروح می شد ..و من تو اگر بدانیم که گریه برای ابی عبدالله علیه السلام چه منزلتی در پیشگاه رب العالمین دارد همه عمر کارمان گریه بر مظلوم تشنه کربلا می شود.

داشتم می گفتم ! حسین به کربلا می آید و خیلی به بهانه زر و سیم و ملک و عمارت و حفظ جانشان به کربلا می شتابند و شمشیر می کشند به روی بهترین خلق خدا در زمین و بعضی ها هم در راه که عازم سفر حجند ، از او و قافله کوچک و نورانی اش فاصله می گیرند که مبادا گرفتار یاریش شوند! و حسین علیه السلام آنگاه که به زهیر بن قین رضی الله عنه می رسد با این تک جمله دلش را شکار می کند و دلهای بسیار را ؛ می فرماید:« از این صحرا برو که صدای استغاثه مرا نشونی»

مگر می شود؟!!!

مگر می شود رفت تا صدای استغاثه تو را نشنید؟!!

مگر می شود اصلا صدای استغاثه تو را نشنید؟!

باز به جملات سید مرتضی می رسم ..جنگ باشد و یا نباشد ، راه من و تو از کربلا می گذرد..
و جملات حاج احمد متوسلیان ..می روی یا می مانی؟..
و منم و تویی و حسین علیه السلام که هنوز فریاد می زند :« هل من ناصر ینصرنی؟»
و ولایت است ادامه حسین علیه السلام و عاشورا...

تو چه می کنی ؟ می روی یا می مانی در این فتنه بارانهای بسیار که ولایت را نشانه گرفته اند؟

چه خوش گفت و چه دلنشین ، مولای ما سیدنا الخامنه ای « در طول سال ، همیشه ماهی هست به نام محرم که در آن خون بر شمشیر پیروز است».


م.حسرتی




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، محرم، شهر الحزن،
این زیارت را علامه سید محمود ده سرخی در کتاب شریف «رمز المصیبة» به نقل از بحارالانوار ج 101، ص 317 و مزار کبیر ص 328 نقل فرموده‏ اند؛ در اینجا فرازهایی از این زیارت، که در حقیقت مصیبت سرایی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه برای جد مظلومشان حضرت امام حسین علیه ‏السلام است، بازگو می ‏شود:

... السلام علی المقطوع الوتین، السلام علی المحامی بلا معین، السلام علی الشیب الخضیب، السلام علی الخد التریب، السلام علی البدن السلیب، السلام علی الثغر المقروع بالقضیب،...
سلام بر آن کسی که رگ حیاتش قطع شده است؛ سلام بر آن مدافعی که یاور ندارد، سلام بر آن محاسنی که به خون خضاب شد، سلام بر آن گونه ‏ای که خاک آلود است، سلام بر آن بدنی که برهنه گشت، سلام بر آن دندانهایی که با چوب بر آن زده شد...

فلئن اخرتنی الدهور، و عاقنی عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا، و لمن نصب لک العداوة مناصبا، فلاندبنک صباحا و مساء، و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفا، علی مادهاک تلهفا، حتی اموت بلوعة المصاب، و غصة الاکتیاب ... پس اگر چه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مقدرات (الهی) مرا از یاری تو بازداشت؛ و نبودم تا با کسی که با تو جنگید، بجنگم؛ و با کسانی که با تو دشمنی کردند، دشمنی کنم؛ در عوض هر صبح و شام برای تو ندبه و نوحه سرایی می‏کنم، و بجای اشک برایت خون می‏گریم! از روی حسرت و افسوس بر تو و مصیبتهایی که بر تو وارد شد تا هنگامی که از فرط اندوه و مصیبت و غم و غصه جان بسپارم.

وانت مقدم فی الهبوات، ومحتمل للاذیات، قد عجبت من صبرک ملائکة السموات، فاحدقوا بک من کل الجهات، و اثخنوک بالجراح و حالوا بینک و بین الرواح... و تو در گرد و غبار جنگ، پیش تاختی! و آزار و اذیت های فراوان را تحمل نمودی، ملائکه آسمانها از صبر و شکیبائیت تعجب کردند؛ پس دشمنان از هر سو، تو را در میان گرفتند! و تو را به سبب زخم ها ناتوان ساختند و راه گریز و رفتن را بر تو بستند...

و لم یبق لک ناصر، و انت محتسب صابر، تذب عن نسوتک و اولادک، حتی نکسوک عن جوادک، فهویت الی الارض جریحا، تطؤک الخیول بحوافرها، و تعلوک الطغاة ببواترها، قد رشح للموت جبینک، و اختلفت بالانقباض والانبساط شمالک و یمینک، تدیر طرفا خفیا الی رحلک و بیتک، و قد شغلت بنفسک عن ولدک و اهالیک... هیچ یاوری برای تو باقی نمانده بود، و تو برای خدا شکیبایی می ‏کردی، از زنان و فرزندانت دفاع می‏کردی، تا آنکه تو را از روی اسب، سرنگون ساختند! پس با بدن مجروح بر زمین افتادی، اسبها با سُم هایشان تو را (زنده) پایمال نمودند، و سرکشان با شمشیرهای تیزشان بر تو تسلط یافتند، عرق مرگ بر پیشانیت آشکار شد، و دست چپ و راستت باز و بسته می‏شد؛ با گوشه‏ ی چشم، نگران خیمه ‏ها و خانواده ‏ات بودی، در حالی که با حال خود مشغول بودی و این مشغولیت تو را از فرزندان و عیالت روی گردان می‏کرد...

و اسرع فرسک شاردا، الی خیامک قاصدا محمحما باکیا، فلما رأین النساء جوادک مخزیا، و نظرن سرجک علیه ملویا، برزن من الخدور، ناشرات الشعور، علی الخدود لا طمات، الوجوه سافرات، و بالعویل داعیات، و بعد العز مذللات و الی مصرعک مبادرات... و اسبت شتابان به سوی خیمه‏ ها دوید و شیهه می‏ کشید و گریان بود، پس چون زنان اسبت را در حال خواری دیدند، و زین تو را بر آن، واژگون نگریستند، از پس پرده ‏های خیام به سوی صحرا دویدند و موها را پریشان کردند، و بر صورتهایشان سیلی می‏زدند و نقاب از چهره افکنده بودند، با صدای بلند شیون می‏زدند، و بعد از عزتشان ذلیل و خوار شدند، و بسوی قتلگاهت می شتافتند...

و الشمر جالس علی صدرک، و مولع سیفه علی نحرک، قابض علی شیبتک بیده، ذابح لک بمهنده، قد سکنت حواسک، و خفیت انفاسک، و رفع علی القناة رأسک!
... در آن حال، شمر بر سینه‏ ات نشسته بود و شمشیر خود را بر گلویت می ‏فشرد! با دستش محاسنت را گرفته بود، و با شمشیر هندی تو را ذبح می‏کرد! تمام اعضایت از حرکت افتاده بود، و نفس هایت پنهان شده بود، و سرت بر روی نیزه بالا رفت!...

و سبی اهلک کالعبید! و صفدوا فی الحدید، فوق اقتاب المطیات، تلفح وجوههم حر الهاجرات، یساقون فی البراری و الفلوات، ایدیهم مغلولة الی الاعناق، یطاف بهم فی الاسواق!... اهل و عیالت چون بردگان به اسیری گرفته شدند و بر بالای جهاز شتران در غل و زنجیر آهنین بسته شدند! گرمای نیمروز صورت آنها را می ‏سوزاند، و در صحراها و بیابانها کشیده می ‏شدند، دستهایشان به گردنها زنجیر شده بود، و آنها را در بازارها می‏ گرداندند!... [1] .


اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارت الحسین و فی الاخره شفاعه الحسین(آمین)



پی نوشت :
رمز المصیبة ج3، برگرفته از صفحات 14 تا 24




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، زیارت ناحیه‏ ی مقدسه‏، رگ حیات،
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : عبرات
یکی از روایاتی که در زمینه ثواب گریه بر امام حسین علیه ‏السلام نقل شده روایت ریان بن شبیب از حضرت ثامن الائمه امام رضا علیه ‏السلام است و چون سند روایت بسیار جالب است زیرا بیست و نه نفر روایت حدیث همگی از محدثین بزرگ و دانشمندان عالی مقامند لذا سند و متن آن را بتمامه نقل می‏کنیم:

ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی از استادش، علامه نوری، از استادش شیخ مرتضی انصاری، از ملا احمد نراقی، از علامه بحرالعلوم، از وحید بهبهانی، از استادش مولی محمد اکمل، از علامه محمد باقر مجلسی، از پدرش محمد تقی مجلسی، از شیخ بهائی، از پدرش شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی حارثی، از شیخ زین‏الدین شهید ثانی، از استادش علامه میسی، از علامه محمد بن داود عاملی، از علی بن محمد مکی، از پدرش شهید اول، از فخرالمحققین محمد بن علامه حلی، از پدرش جمال‏الدین حسن بن مطهر علامه حلی، از محقق صاحب شرایع، از فقیه نسابه فخار بن معد موسوی حائری، از محدث جلیل شادان بن جبرائیل، از شیخ المحدثین عمادالدین ابوجعفر طبری آملی، از ابوعلی حسن ملقب به مفید ثانی فرزند شیخ طوسی، از پدر بزرگوارش محمد بن حسن طوسی، از شیخ مفید محمد بن نعمان، از شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه قمی، از علی بن ابراهیم قمی، از پدرش ابراهیم بن هاشم، از ریان بن شبیب، روایت می‏کنند: قال دخلت علی أبی‏ الحسن الرضا صلوات الله علیه فی اول یوم من المحرم فقال لی:

«روز اول محرم خدمت امام رضا علیه‏ السلام رسیدم فرمود: یا ابن شبیب أصائم انت پسر شبیب،«روزه داری؟» عرض کردم نه فقال: ان هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا ربه عزوجل فقال: «رب هب لی من لدنک ذریه طیبة انک سمیع الدعاء [1] .

بدرستی که این روز روزی است که زکریا پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا فرزند پاکیزه ‏ای به من عطا کن که تو شنونده دعائی». فاستجاب الله له و امر الملائکة فنادت زکریا و هو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بیحیی فمن صام هذا الیوم ثم دعا الله عزوجل استجاب الله له کما استجاب لزکریا علیه‏السلام.«پس خدا دعایش را اجابت فرمود و بامر پروردگار فرشته ‏ها زکریا را که در محراب عبادت ایستاده بود مخاطب قرار داده و گفتند که خدا ترا مژده می‏دهد به یحیی.

پس کسی که روزه بدارد این روز او سپس دعا کند خدا دعایش را مستجاب می‏فرماید چنان که دعای زکریا علیه‏السلام را مستجاب فرمود».«سپس فرمود: پسر شبیب، به درستی که محرم ماهی است که اعراب جاهلیت به خاطر احترامش ظلم و ستم و کشت و کشتار را در آن ماه حرام کرده بودند و این امت با این که به حرمت این ماه آشنایی و شناخت داشت مع هذا احترام پیامبر خود را رعایت نکرد و در این ماه فرزندان پیامبر خود را کشتند و زنانشان را اسیر نمودند و اموالشان را غارت کردند پس خدا هرگز آن‏ها را نیامرزد.»

«پسر شبیب، اگر می‏ خواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی بن ابی‏طالب (ع) گریه کن که او را ذبح کردند همان طور که گوسفند را ذبح می ‏کنند و از اهل بیت او هیجده نفر را با او به شهادت رساندند که در روی زمین مثل و مانند نداشتند، و به تحقیق هفت آسمان و زمین برای شهادت آن حضرت گریه کردند، و چهار هزار فرشته برای یاری او از آسمان فرود آمدند، اما وقتی رسیدند که حسین کشته شده بود لذا این فرشتگان پریشان‏ مو و گردآلود اطراف قبر حسین معتکفند تا قائم ما قیام کند آنگاه او را یاری خواهند کرد و شعار آنها یا لثارات الحسین است ای انتقام گیرندگان خون حسین .«پسر شبیب، پدرم برایم حدیث فرمود از پدرش، از جدش که وقتی جدم حسین بشهادت رسید از آسمان خون و خاک سرخ بارید.»

«پسر شبیب: اگر برای حسین چنان گریه کنی که اشک‏هایت بر گونه‏ هایت جاری شود خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ تو را می ‏آمرزد اندک باشد یا بسیار.» «پسر شبیب، اگر تو را خوشحال می‏ کند که به هنگام ملاقات با خدا گناهی نداشته باشی پس حسین علیه ‏السلام را زیارت کن، پسر شبیب، اگر می‏ خواهی در غرفه‏ های بهشتی با پیامبر اکرم(ص) باشی بر قاتلان حسین لعنت فرست».

پسر شبیب، اگر می‏ خواهی ثواب شهدای کربلا نصیبت شود هنگامی که یاد شهدای کربلا را می‏کنی بگو: کاش من هم با آن‏ها بودم و از فوز و سعادت بزرگ بهره‏مند می‏گشتم.»پسر شبیب اگر خواهی که در بهشت با ما باشی در بالاترین درجه‏ ها و مرتبه ‏ها پس به حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک باش و به خوشحالی و شادی ما شاد و خوشحال، و ولایت و دوستی ما را بپذیر، که اگر مردی سنگی را دوست خود گیرد و به او تولی جوید خدا در روز قیامت او را با آن سنگ محشور فرماید [2] .


پی نوشت:
1- آیه 38، سوره آل عمران .

2- بحار ج 44 / ص 285 نفس المهموم ص 26 .




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، ثواب گریه، حاج شیخ عباس قمی،
جمعه 11 اسفند 1391 :: نویسنده : عبرات
راهی برای دستیابی به تعداد حقیقی اصحاب امام حسین(ع) برای ما وجود ندارد، چه تعداد آنها که به شهادت رسیدند و چه کسانی که شهادت نصیبشان نشد. و این به خاطر آن است که مستندات و مدارک مستقیم، برای دستیابی به این مسأله، روایت های شاهدان عینی حادثه است که در شمارش و بیان تعداد یاران امام مختلف می‏ باشند. و این گزارش های عینی، طبیعتا بر مبنای شمارش و آمارگیری نبوده بلکه به اقتضای حالت طبیعی که در چنین مواردی وجود دارد، تنها بر مشاهده ‏ی عینی و حدس بنا شده است. و از اینجاست که هیچ یک از آن گزارشها سخنی از تعداد نهایی و حتمی همراهان امام به میان نمی ‏آورند و تنها از عدد تقریبی سخن می‏ گویند.

می ‏توان چنین فرض کرد که تعداد تعیین شده‏ ی یاران امام، در گزارش های گوناگون که - با تقریب و حدس بیان شده - با تعداد حقیقی یاران امام، چندان تفاوت زیادی نخواهد داشت. حال گزارش های اصلی را در موضوع مورد بحث مورد تحلیل و متن قرار می‏ دهیم.

چهار گزارش درباره‏ ی شرکت کنندگان در نبرد، چه وابستگان به بنی‏ هاشم، و چه غیر آنها، در دسترس ما قرار دارد:

گزارش نخست:
نخستین گزارش، گزارش مسعودی می‏ باشد: «هنگامی که حسین(ع) به قادسیه رسید، حر بن یزید تمیمی با او برخورد کرد... و حسین(ع) در میان پانصد سوار و حدود یکصد پیاده، از خاندان و همراهانش به سوی کربلا روانه شد...» [1] .

مسعودی مستند خویش را در این گزارش ذکر نمی ‏کند و با آنکه مسعودی در نگارش تاریخش به توجه و دقت معروف است، ولی با این وجود ما نمی ‏توانیم عدد ذکر شده در این گزارش را به عنوان تعداد واقعی همراهان امام حسین(ع) که با او به خاک کربلا قدم گذاشتند مورد قبول قرار دهیم.

این گزارش از این جهت با همه‏ ی گزارشهای معروفی که ما مستندات و مدارک آنها را می‏ شناسیم مخالفت دارد، اما هیچ امتیازی نسبت به گزارشهای دیگر در آن یافته نمی‏ شود تا بتوان آن را مناسب تر از آنها تشخیص داده و مورد قبول قرار داد. باز هم اگر این گزارش را از محدوده‏ی جغرافیایی‏ اش خارج کنیم و از نظر زمانی، به کمی قبل از برخورد امام حسین(ع) و حر، برگردانیم، و چنین تعبیر کنیم که گزارش مذکور تعداد افرادی را بیان می‏کند که قبل از اعلان قتل مسلم بن عقیل و عبدالله بن بقطر و هانی بن عروة، بوده ‏اند امکان صحت این گزارش بسیار بعید بنظر می ‏رسد، اما بعد از آن، به تأکید می‏ توان بیان داشت که تعداد همراهان امام حسین(ع) به مقداری که در گزارش مسعودی ذکر شده نبوده است.

گزارش دوم:
گزارش دوم روایت «عمار دهنی» از ابوجعفر (محمد بن علی بن حسین، امام باقر (ع)) می‏باشد. در این گزارش آمده است: «... هنگامی که فاصله امام و محل قادسیه سه «میل» بود، حر بن یزید تمیمی، با او ملاقات کرد... وقتی امام این وضع را دید به سوی کربلا روانه شد... در آنجا فرود آمد و چادرها را برپا داشت، همراهانش چهل و پنج سوار و یکصد پیاده بودند.» [2] .

«ابن نمای حلی» نیز این تعداد را در گزارش خویش آورده ولی گزارش او، با گزارش عمار دهنی، اختلاف زمانی دارد. روایت عمار تعداد همراهان امام حسین(ع) را در وقت رسیدن به کربلا و منزل کردن در آنجا، نسبت می ‏دهد که امام و همراهان در روز دوم ماه محرم به آنجا رسیدند [3] . ولی «ابن نما» زمان گزارش خویش را به روز دهم محرم «هنگام آماده سازی سپاه» بیان می‏کند و می‏گوید:

«... امام حسین(ع) یاران خویش را آماده نمود و آنها چهل و پنج سوار و یکصد مرد پیاده بودند.» [4] .ابن‏ طاووس هم با بیان استناد این گزارش آن را به امام باقر(ع) نسبت می‏دهد. [5] .

باید بگوییم که «ابن‏ نما» - همچون ابن‏ طاووس - به گزارش عمار دهنی استناد کرده و منبع دیگری غیر از آن در دست نداشته، و اختلاف این دو (ابن‏نما و ابن‏طاووس) در گزارش عمار، در تعیین زمان دقیق گزارش، ناشی از عدم دقت در خواندن روایت بوده باشد. «عمار دهنی» گزارش خویش را از موثق ‏ترین و مورد اعتمادترین منابع، یعنی امام باقر (ع)، تلقی کرده است و فرض آن است که او شکل زنده و دقیقی از آنچه اتفاق افتاده تلقی نموده، و به قول خودش گزارش را اینگونه دریافت داشته: «امام باقر (ع) به گونه‏ ای از مقتل امام حسین(ع) برای من سخن گفت درست مثل اینکه آنجا حاضر بودم.» و به همین سبب آنچه که باعث شگفتی می‏ شود این است که در گزارش او تحریفی انکارگونه از وقایع تاریخ را می ‏یابیم که از جهاتی، مخالف برخی از حقایق مهم هستند که به صحنه ‏ی نبرد کربلا مربوط است، و همچنانکه پیش از این، بیان کردیم، این نوع تحریف حقایق را ناشی از بازی گزارشگران و راویان با اسناد تاریخی و از جمله این گزارش می‏دانیم. ولی وجود این گزارشهای مخالف حقیقت، در بدایت امر، مانع از قبول عدد ذکر شده در گزارش فوق نمی‏ شود. و ملاحظه می‏ کنیم که گزارش عمار از نظر زمان و مکان، با گزارش مسعودی که قبلا مطرح کردیم همانند است.

گزارش سوم:
حصین بن عبدالرحمن از قول سعد بن عبیده نقل می‏کند که گفت:«شیوخی از اهل کوفه بر روی یک بلندی ایستاده بودند و می‏ گریستند و می‏ گفتند: خدایا یاری خویش را بفرست، گفتم: ای دشمنان خدا، آیا پایین نمی ‏آیید تا یاریش کنید!». و در ادامه‏ ی گزارش می‏ گوید: « امام حسین(ع) رو کرد و با فرستادگان ابن‏ زیاد سخن گفت - و من به او نگاه می‏ کردم. لباسی از پارچه ‏ی کتانی راه راه، بر تنش بود - بعد از اینکه با آنان سخن گفت، به سوی سپاه خویش بازگشت. مردی از قبیله‏ ی بنی‏ تمیم که «عمر طهوی» نام داشت به سوی امام تیراندازی کرد. تیر را در بین دو شانه ‏اش، که از لباسش آویزان شده بود نگاه می‏ کردم.سپاه امام حسین(ع) را دیدم، آنها نزدیک به یکصد مرد بودند. در بین آنها پنج مرد از فرزندان علی بن ابیطالب (سلام بر او باد) و شانزده نفر از بنی‏ هاشم، و مردی از «بنی ‏سلیم» و مردی از «بنی ‏کنانه» که هم پیمان آنان بودند و پسر عمر بن زیاد را دیدم.» [6] .

این گزارش از شاهدی عینی، یعنی (سعد بن عبیده) نقل شده است. آنگونه که بنظر می ‏رسد او از همراهان عمر بن سعد بوده و شخص نزدیکی به او به حساب می‏ آمده است.و هم او در گزارشی دیگر می ‏گوید:«ما، همراه عمر بن سعد، در آب شنا می‏ کردیم.» [7] .  ولی در گزارش گذشته که موضوع مورد بحث ما نیز همان است ملاحظه می‏شود که در وجود «سعد بن عبیده» حالتی عاطفی و همبستگی نسبت به امام حسین(ع) و انقلاب وجود دارد: «... گفتم ای دشمنان خدا آیا پایین نمی ‏آیید تا یاریش کنید...» [8] .

عدد ذکر شده در گزارش تقریبا با گزارش اکثر مورخان متفق و یگانه است. در گزارش خوارزمی که قبلا به آن اشاره کردیم، تعداد کسانی که همراه امام حسین(ع) از مکه خارج شدند، هشتاد و دو نفر مرد ذکر شده است. خوارزمی این گزارش را در بیان حوادث روز دهم محرم نیز با لفظ ضعیف: «قیل: گفته شده» تکرار می ‏نماید. [9] .

در منابع دیگر نیز این عدد ذکر گردیده ولی ما مستقیما به آنها آگاهی نیافتیم.
این گزارش، از حیث مکان و زمان، موضع امام را در روز دهم محرم، پیش از نبرد، ترسیم می ‏کند، و شاید هم صحنه‏ های بعد از شروع اولیه جنگ را مجسم می‏ کند. (مثلا بعد از حمله ‏ی نخستین).دو موضوع مطرح شده در این گزارش، در گزارش های دیگر نیامده است و در هیچ یک از گزارش هایی که درباره‏ی سخنان امام با سپاه اموی نقل شده، اشاره ‏ای به این دو موضوع نشده است.

نخست:
تیراندازی «عمر طهوی» به سوی امام: که در گزارش نقل شده بعد از آنکه امام از سخنش فارغ شد و به سوی میدان بازگشت، او تیری به سویش پرتاب کرد.


دوم: موضوع «کسانی که می‏ گریستند و دعا می‏ کردند».

گزارش چهارم:
گزارش ابومخنف است که از قول ضحاک بن عبدالله مشرقی، نقل می‏کند که گفت: «... چون عمر بن سعد نماز صبح را به جای آورد... و آن روز، روز عاشورا بود، به همراهی مردمی که با او بودند بیرون رفت... امام حسین(ع) نیز همراهانش را بسیج کرد و با آنان نماز صبح را به جای آورد، سی و دو نفر سواره و چهل نفر پیاده همراه او بودند.» [10] .

ابومخنف از نظر دقت و درستی گزارش های تاریخی که نقل می‏ کند، شهرت خوبی دارد. او این گزارش را با یک واسطه از قول یکی از یاران امام حسین(ع) که در جنگ شرکت داشته و تا هنگامی که تنها دو مرد از همراهان امام حسین(ع) باقی می ‏مانند او هنوز در صحنه بوده است نقل می‏ کند. و بزودی این گزارشگر را معرفی خواهیم کرد. نام او ضحاک بن عبدالله مشرقی است، او به گونه‏ ای جدی، مردی قاطع، اهل عمل و بسیار دقیق بود و هنگامی که امام حسین(ع) از او یاری خواست او به حسین جواب مثبت داد به شرط آنکه زمانی که پیکار او فایده‏ای در دفاع از امام نداشت، اجازه داشته باشد تا صحنه را ترک کند و از مبارزه دست بکشد. امام شرط او را پذیرفت و ضحاک با صداقت در میدان مبارزه شرکت کرد. ملاحظه ‏ی این مسأله، اعتماد به دقت او را برمی ‏انگیزد. و این گزارش، از نظر عدد و زمان و مکان، با گزارش های مورخان دیگری که معاصر طبری بوده ‏اند، یا کسانی که قبل از او اخباری را نوشته‏ اند متفق است.ابوحنیفه ‏ی دینوری یکی از آنهاست که گفته است: «... و باز امام حسین(ع) همراهانش را بسیج و آماده کرد، و آنها سی و دو نفر سواره و چهل نفر پیاده بودند.» [11] .

دینوری در گزارش خویش به منابع دیگری غیر از منبع خبر ابومخنف استناد می‏ کند.یعقوبی یکی دیگر از این مورخان است که می‏ گوید: «... و امام حسین(ع) در میان شصت و دو یا هفتاد و دو مرد از خاندان و یارانش بود.» [12] .

تعدادی گزارش دیگر را نیز، نویسندگان متأخر ذکر کرده ‏اند که با عدد فوق الذکر توافق دارند. مهمترین این گزارشها از دیدگاه ما گزارش خوارزمی می‏ باشد که گفته است: «چون امام حسین(ع) شب را به صبح آورد، یارانش را بسیج کرد و سی و دو نفر سواره و چهل نفر پیاده همراه او بودند.» [13] .

شیخ مفید یکی دیگر از نویسندگان متأخر این گزارش را با همین تعداد ذکر کرده است. [14] .

اینها گزارش های اساسی و اولیه درباره‏ی موضوع مورد بررسی ما می‏ باشند. قبل از آنکه عدد خاصی از «تعداد یاران» امام را که مورد نظر ما می ‏باشد در بحثی که پیش روی داریم یادآوری کنیم، درمی ‏یابیم که تعداد همراهان امام حسین(ع)، در تمامی مراحل ثابت نبوده است، روزی که امام از مکه بیرون می ‏رود تا بعد از ظهر روز دهم ماه محرم در کربلا، عدد همراهان در تغییر بوده، هنگام بیرون آمدن از مکه تعداد یاران امام با عددی که «خوارزمی» یادآوری کرد (یعنی هشتاد و دو نفر مرد) شروع می‏ شود و سپس تعداد زیادی در راه به آنان ملحق می‏ شوند و باز دوباره تعداد یاران امام کاهش می ‏یابد تا آنکه به تعداد اول بازمی‏ گردد و چه بسا که کمی هم از عدد اولیه کاسته می ‏شود، و قبل از درگیری و جنگ در نتیجه‏ ی آمدن برخی (انصار)، به نسبت کمی بر آن تعداد افزوده می‏گردد و در روحیه‏ ی برخی از سپاهیان، لشکر اموی نیز، دگرگونی هایی پدید آمده و آنها را به سوی لشکریان حسین کشاند. و نظر خاص ما درباره‏ی تعداد یاران امام حسین(ع) ، بنابر نتیجه‏ ای که بررسی به آن منجر می‏ شود، این است که همراهان حسین یعنی همگی آنها که همراه او در کربلا شهادت را پذیرفتند، چه از اعراب و چه از موالی، حدود یکصد مرد یا نزدیک به یکصد مرد بوده‏ اند و شاید نیز - بنابر قرائنی بتوان گفت که - کمی افزون از یکصد تن بوده ‏اند. [15] .

ما نمی ‏توانیم عدد معین و مشخصی را تعیین کنیم و آن هم به خاطر اشتباهاتی است که از نگارش غیر صحیح اسامی و گاه از عدم دقت گزارشگرانی که حوادث و اسامی شخصیتهای شرکت کننده در واقعه‏ی کربلا را نقل کرده ‏اند ناشی می‏ شود. ولی باید اذعان داشت که نسبت اشتباه فرض شده قطعا چندان بزرگ نیست.و این نتیجه‏ ای که ما گرفتیم تا حد زیادی با گزارش هایی که حوادث اولین حمله را در کربلا، ترسیم کرده ‏اند توافق دارد.

خوارزمی در گزارش خویش از ابومخنف می‏ گوید:
«در نتیجه‏ی یورش ناگهانی سپاه دشمن و تیراندازی آنها به سوی یاران امام، تعداد همراهان امام حسین(ع) کم شد و فقط کسانی از آنها باقی ماندند که در صحنه‏ ی نبرد از آنان نام برده ‏اند. در این یورش متجاوز از پنجاه مرد از یاران امام کشته شدند.» [16] .
ابن شهر آشوب اسامی شهیدانی را که نام می‏برد، تعداد آنها به چهل مرد می‏رسد. [17] .

اگر به این مسأله توجه کنیم که تعداد کسانی که در صحنه‏ های مبارزات بعدی نام آنها ذکر شده است در حدود چهل تن بوده ‏اند به نتیجه ‏ای که ذکر کردیم نزدیک شده ‏ایم. شایسته است که گفته شود تفاوت در گزارشها امری مقبول و طبیعی است،چرا که راویان و گزارشگران در تمامی گزارش های خویش که درباره‏ی تعداد همراهان امام حسین(ع) داده ‏اند از شیوه ‏ی شمارش دقیق و یک به یک، پیروی نکرده ‏اند و تنها از روش تخمینی که مستند به مشاهده است استفاده کرده ‏اند. و باز شایسته ‏ی بیان است که تعداد این نیروی کوچک امام در نتیجه‏ ی وجود بعضی عناصر (خصوصا موالی) دچار دگرگونی بوده چرا که این عناصر در موقعیت های خاص گاه ظاهر می‏ شوند و زمانی پنهان می‏ گشتند.اگر در شمارش خویش این امور را در نظر بگیریم مشاهده خواهیم کرد که نتیجه ‏ای که این بحث در برگرفته (بحثی که درباره‏ی تعداد اصحاب امام حسین(ع) که از غیر بنی‏ هاشم بوده‏ اند خواهیم داشت و در این مورد سخن خواهیم گفت) براساس دقت و درستی طرح شده است.و در آخر، قبل از پرداختن به اعتماد کامل به گزارش های اساسی، توجه داشته باشیم که هم اکنون ما - در بحثمان - وارد مرحله ‏ی تکاملی شده ‏ایم و آن این است که به گمان قوی، تمامی کسانی که از آنها با عنوان شاهدان عینی، در گزارش ها نام برده شده شهید شده ‏اند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، اصحاب امام، ابومخنف،
جمعه 28 مهر 1391 :: نویسنده : عبرات
روزی امام حسن مجتبی علیه السّلام در كنار حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ایستاده بود، كه یك شكارچی در حالی كه بچّه آهوئی را به همراه داشت وارد شد؛ و اظهار داشت: یا رسول اللّه! من این بچّه آهو را شكار كرده ام و آن را برای فرزندانت حسن و حسین علیهماالسّلام هدیه آورده ام.

حضرت آن بچّه آهو را قبول نمود و به امام حسن مجتبی علیه السّلام داد و برای شكارچی دعای خیر نمود.و پس از ساعتی حسین علیه السّلام آمد؛ و چون دید برادرش با بچّه آهوئی سرگرم بازی است گفت: آن را از كجا آورده ای؟

 جواب داد: جدّم رسول اللّه آن را به من داد.

امام حسین علیه السّلام سریع به سوی جدّش رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روانه شد و اظهار داشت: چرا به برادرم بچّه آهو داده ای و به من نمی دهی؟!

و مرتّب این سخن را تكرار می نمود و حضرت رسول نیز او را با ملاطفت و مهربانی دلداری می داد، تا آن كه حسین علیه السّلام مشغول گریه شد.ناگاه جلوی مسجد سر و صدائی به پا شد، هنگامی كه مشاهده كردند، دیدند كه گرگی آهوئی را به همراه بچّه اش آورده است.همین كه نزد حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله رسیدند، آهو با زبان فصیح، به عربی لب به سخن گشود و گفت: یا رسول اللّه! من دارای دو بچّه شیرخواره بودم، یكی از آن ها را شكارچی گرفت و برای شما آورد؛ و این بچّه برایم باقی ماند و خوشحال بودم.

و هنگامی كه مشغول شیردادنش بودم صدائی شنیدم كه می گفت:زود باش! با سرعت بچّه ات را نزد پیامبر خدا بِبَر، چون حسین علیه السّلام با حالت گریه درخواست آن را دارد؛ و تا قبل از آن كه اشك بر گونه هایش جاری گردد، خودت را با بچّه ات باید آن جا رسانی؛ وگرنه این گرگ تو و بچّه ات را نابود می كند.

و سپس گفت: یا رسول اللّه! من مسافت زیادی را با سرعت آمده ام و خدا را شكر می گویم كه پیش از جاری شدن اشك بر صورت مبارك فرزندت حسین خود را به اینجا رسانده ام.

در این هنگام صدای تكبیر از جمعیّت بلند شد؛ و حضرت برای آهو دعا نمود و بچّه اش را تحویل حسین علیه السّلام داد؛ و آن را نزد مادرش حضرت زهراء علیها السّلام آورد و همگی شادمان گردیدند. [1] .




[1] منتخب طریحی: ص 123، بحارالا نوار: ج 43، ص 312.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : بچه آهو، امام حسین(ع)، ملاطفت و مهربانی،


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic