تبلیغات
شُبیر علیه السلام - اشک علی علیه السلام
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
زینب کبری می پرسد: پدر، نام و کنیه برادرم چیست؟ حضرت امیر علیه السلام می فرماید: نامش عباس، کنیه اش ابوالفضل، والقابش بسیار است: ماه بنی هاشم و سقا و . . .

زینب: پدر در نام «عباس » نشانی از شجاعت و جوانمردی و در کنیه ابوالفضل، نشانی از شهامت و تفضل و در لقب «ماه بنی هاشم » نشانی از جمال و زیبایی است; ولی لقب «سقا» چرا؟ مگر شغل برادرم آب آوردن است!

پدر: نه دخترم، کار او آب دهی نیست; بلکه او عشیره و بستگان خود را آب می دهد (تشنگان اهل بیت در کربلا) اشک از دیدگان زینب جاری شد؛ ولی پدر فرمود: گریه نکن تو را با او رابطه و کاری هست . . . .

عبد مناف را ماه بطحا، عبدالله (پدر پیامبر اکرم) را ماه حرم، و عباس را ماه بنی هاشم و ماه عشیره می نامیدند (1) .

از کتب تاریخی بدست می آید که در جنگ صفین حضرت ابوالفضل حضوری شجاعانه داشته او همچون بازویی برای برادرانش بود وهنگامی که آب فرات به اشغال معاویه درآمد و سپاه علی علیه السلام از آن محروم و ممنوع شد، یکبار سواران برای آزادی آب عملیاتی انجام دادند، ولی موفق نشدند، برای بار دوم امام حسین علیه السلام حمله کرد و توانست آب را آزاد کند .

برخی مورخان عقیده دارند، عباس هم در این پیروزی سهم مهمی داشت . در این موقعیت برخی به امام پیشنهاد کردند مقابله به مثل شود و به سپاه معاویه اجازه استفاده از فرات ندهند; اما بزرگواری حضرت امیر علیه السلام مانع پذیرش این پیشنهاد شد و به معاویه خبر داد بیایید از آب استفاده کنید . . . . (2)

در یکی از روزهای صفین این حادثه عجیب روی داد: جوانی که بر صورت خود نقاب زده بود، در برابر معاویه قرار گرفت و مبارز طلبید، چنان آثار شجاعت و هیبت از وجود او آشکار بود که احدی از شامیان جرات این که با او نبرد کند را در خود نمی یافت . معاویه که در تنگنای مخوفی گرفتار شده بود، به مردی به نام «ابن شعثا» دستور داد شتاب گیرد و با جوان ناشناس به نبرد پردازد، او در پاسخ معاویه گفت: مردم مرا با ده هزار سوار برابر می شمارند، چگونه مرا به این جوان مامور می کنی؟

معاویه گفت: چه کار خواهی کرد؟ گفت: مرا هفت پسر است، یکی از آنها را به جنگ وی می فرستم، تا کارش را تمام کند .

سپس یکی از فرزندانش را به جنگ فرستاد، طولی نکشید که فرزند ابن شعثا از پای درآمد . ابن شعثا فرزند دیگرش را فرستاد . او نیز کشته شد; سایر فرزندانش نیز یکی پس از دیگری به میدان آمدند و کشته شدند . ابن شعثا ناچار شد که خود به جنگ جوان ناشناس بیاید، هنگامی که با وی روبرو شد، گفت: فرزندانم را کشتی؟ ! به خدا سوگند، پدر و مادرت را به عزایت می نشانم، در جنگ تن به تن، لحظاتی زد و خوردها و کشمکش ها به طول انجامید، ولی سرانجام، جوان ناشناس، او را دو نیم کرد . همه از شجاعت و دلاوری جوان ناشناس در شگفت بودند . در این وقت، امیرالمؤمنین علیه السلام به جوان ناشناس دستور داد که بازگردد، او بازگشت و نقاب از چهره اش برداشت، امیرالمؤمنین پیشانیش را بوسید و همه فهمیدند که او ماه بنی هاشم عباس است . (3)

این که حضرت ابوعبدالله علیه السلام ابوالفضل را پرچمدار کربلا کرد، به تنهایی، شجاعت، رشادت و کفایت وی را اثبات می کند . آری مسلما ابوالفضل اولویتهایی را داشت که حضرت او را بر دیگران مقدم کرد .

«شجاعت » در اخلاق ارسطو، حد اعتدال و توازن بین صفت جبن و تهور است . شخص شجاع، از هرگونه افراط و تفریطی بر کنار و کاملا متین و استوار است و در برابر حوادث ترسناک مقاومت می کند و هیچ جا از خود ضعف و زبونی نشان نمی دهد. پدر و مادر او هر دو شجاع و از تبار پهلوانان بوده اند گرچه نمی شود مولی علی علیه السلام را جز با انبیا و اولیا مقایسه کرد; ولی طایفه و قبیله پدری و مادری عباس در میان عرب، از نظر رشادت ممتاز و درخشان است .

او راه و رسم دلاوری و نبرد را در مکتب پدر آموخت و در صفین و جمل و نهروان پرورش یافت . کربلا نمایشگاه دلیری و دلاوری اوست و عباس در آن جا، انگشت نما و اسطوره و اسطوانه مقاومت شد . با حضور او، رشادت شجاعان لشکر کفر در هم فرو ریخت و پا در گل شد وحشت و ترس بر دل آنان خیمه زد و باد لرزه اندامشان را به هر سو کشاند . و عفریت مرگ برسرشان سایه افکند .

پی نوشت ها :
 1) محمد علی الناصری مولد العباس بن علی، ص 50 و 51 .
2) قهرمان کربلا، ص 221 تا 228، نقل از کبریت احمر، ج 4، ص 24 و معالی السبطین و مناقب خوارزمی .
3) قهرمان کربلا، ص 222، نقل از کبریت احمر، ج 2، ص 24; ولی طبق مشهور سن حضرت ابوالفضل کمتر از آن بود که در جنگ صفین وارد میدان شود .
منبع : مجله مبلغان فروردین 1379، شماره 3.


نوع مطلب : دلگویه، 
برچسب ها : عباس، پرچمدار کربلا، دلاوری و نبرد، کربلا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 8 دی 1396 03:28 ب.ظ
بنام خدای شهدا
یا حضرت ابوالفضل ع

سپاس از شما
وبلاگ خوبی است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
امکانات جانبی