تبلیغات
شُبیر علیه السلام - پیامبر عاشورا
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
حضرت زینب کبری، «عقیله بنی هاشم»، سوّمین فرزند امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است. وی در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری در مدینه طیبه، دیده به جهان گشود و پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نام زینب را برای وی برگزید.1

کنیه وی ام الحسن و ام کلثوم و بیش از شصت لقب داشته که عقیلة بنی هاشم معروف ترین آنهاست.

عبادت حضرت زینب علیهاالسلام
گرچه سراسر زندگی حضرت زینب علیها السلام برای حفظ و احیای معارف اسلامی سپری شد، اما آن حضرت در عبادت به معنی خاص نیز از موقعیت برجسته ای برخوردار بود و در سخت ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادی اهتمام می ورزید.

امام سجاد علیه السلام فرمود: «عمه ام زینب در جریان حادثه کربلا، با آن همه مشکلات، حتی در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شبش را ترک نکرد».2 امام حسین علیه السلام به اندازه ای به خلوص و بندگی زینب اعتقاد داشت که هنگام وداع خطاب به او فرمود: «یا اختاه لاتنسینی عند نافله اللیل؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن».

آن حضرت در جای دیگری فرمود: «عمه ام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا می داشت و در برخی از منازل بین راه می دیدم که او از فرط خستگی و رنجوری ناشی از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته می خواند».3

بالاترین عظمت
اوج عظمت آن حضرت در جریان قیام امام حسین علیه السلام و به ویژه زمان اسارت بود. عظمت این کار بزرگ، آن وقت آشکار شد که نبرد عاشورا به پایان رسید و اهل بیت امام حسین علیه السلام اسیر شدند و با پایان یافتن جنگ مسلحانه در میدان کربلا، رسالت و مسئولیت زینب کبری علیهاالسّلام و دیگر اسیران، شروع شد. اگر قیام ارزنده حسینی همچنان در طول تاریخ برای همیشه تازه و سازنده باقی مانده است، یکی از مؤثرترین عوامل آن، وجود حضرت زینب علیهاالسلام و خطبه های آن حضرت بوده است.

رنج های حضرت زینب علیهاالسلام
زائده می گوید: امام سجاد علیه السلام به من فرمود: ای زائده! شنیده ام به زیارت امام حسین علیه السلام می روی؛ چگونه به زیارت او می روی و حال آن که مقام و منزلتی نزد سلطان خود داری; سلطانی که محبت ما را تحمل نمی کند؟ عرض کردم: به خدا قسم! چنین نمی کنم؛ مگر به خاطر خدا و رسولش و از هیچ غضبی [از ناحیه سلطان] نمی ترسم. امام علیه السلام فرمود: وقتی در کربلا یاران امام شهید شدند و برای اسیری روانه کوفه می شدیم، به اجساد شهیدان که دفن نشده بودند، نگاه می کردم و این برایم سخت بود؛ تا جایی که نزدیک بود جان از بدنم جدا شود، زینب علیهاالسلام آمد و گفت: «مالی اراک تجود بنفسک یا بقیه جدی و ابی واخوتی; چه شده است که می بینم می خواهی بذل جان کنی؛ ای باقیمانده جد و پدر و برادرانم»؟ گفتم: چگونه ناراحت نباشم و حال آن که پدر و برادران و عمو و پسر عمو و اهلم به خون هایشان آغشته شده اند و برهنه هستند و کفن نشده اند و مدفون نمی گردند؟

حضرت زینب علیهاالسلام گفت: آن چه می بینی، تو را غمگین نکند. به خدا قسم! این عهدی است از فرستاده خدا به جدت و پدرت و عمویت».

گفتم: این عهد چیست و این خبر کدام است؟ حضرت زینب علیها السلام فرمود: ام ایمن گفت: روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله به منزل فاطمه علیهاالسلام آمد. من برای او غذایی تهیه کردم و امام علی علیه السلام نیز یک طبق خرما آورد. من ظرفی از شیر و حلوا برای ایشان آوردم و پیامبر صلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام، فاطمه علیها السلام و حسن و حسین علیهما السلام از آن غذا خوردند و از آن شیر نوشیدند و از آن خرما تناول کردند... سپس به علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهما السلام نگاهی کرد. ما دانستیم که از روی سرور و شادمانی است. .. سپس به سجده افتاد و صدای گریه اش بلند و اشک هایش همچون باران جاری شد. .. امام علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام از پیامبر صلی الله علیه وآله پرسیدند: چرا گریه می کنید؟ خداوند چشمانتان را گریان نبیند، از این حالت شما، قلب ما جریحه دار شد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل بر من فرود آمد و گفت: ای محمد! همانا برادرت پس از تو، مغلوب واقع می شود و مورد حمله دشمنان قرار می گیرد و شهید می شود و بدترین خلق، او را خواهد کشت. نوه تو – با اشاره به حسین علیه السلام - در بین گروهی از ذریه و اهلبیت و خوبان امت تو در کنار فرات، در زمینی به نام کربلا، کشته خواهد شد و بعد فرمود: این بود آن چه مرا به گریه انداخت و محزون ساخت».

حضرت زینب علیهاالسلام فرمود: وقتی ابن ملجم - لعنه الله علیه - بر پدرم ضربه زد و اثر شهادت را در چهره او دیدم، به او عرض کردم: ام ایمن برایم این گونه نقل کرده، دوست دارم از شما آن را بشنوم، پدرم فرمود: دخترم! این خبر، همان گونه است که ام ایمن برایت نقل کرده است. گویا تو و دختران اهل تو را در این سرزمین، اسیر می بینم؛ با حالتی ذلت بار و ترسان؛ در حالی که می ترسید مردم شما را به سرعت از بین ببرند. بر شما باد صبر کردن.4

وفات حضرت زینب علیهاالسلام
حضرت زینب سلام الله علیها، شیرزن دشت کربلا، سرانجام پس از عمری دفاع از طریق ولایت و امامت، در 15 رجب سال 63ق. در ضمن سفری که به همراه همسر گرامی اش، عبداللّه بن جعفر به شام رفته بود، وفات یافت و بدن مطهر آن بانوی بزرگوار در همان جا دفن شد. مزار ملکوتی آن حضرت در دمشق، اینک زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام می باشد.

بی ترید در شرایط سخت کنونی، اگر بانوان جوامع اسلامی سیره عملی و اوصاف اخلاقی شیرزن کربلا را الگو و اسوه خود قرار دهند، روز به روز ارزش ها و فضایل آنان شکوفاتر خواهد شد و بدون شک در صورت تحقق چنین امری، زمینه سعادت دنیا و آخرت برای مسلمانان، مهیا خواهد شد.

 
پی نوشت ها:
1. خصائص الزینبیه، ص 55.
2. زینب کبری، فریادی بر اعصار، ص 23.
3. همان، ص 62-63.
4. ابن قولویه، کامل الزیارات، مکتبه الصدوق، باب 88، ص 277-278.

منبع : نشریه پرسمان - خرداد ماه سال 1391 شماره 113


نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت زینب سلام‌الله، امام سجاد سلام‌الله، عقیله بنی هاشم، عبادت، کربلا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
امکانات جانبی