فقط عاشورا بخوان!
چهار سال از رحلت علامه امینی می گذشت که شبی پسر بزرگش دکتر محمد هادی او را در خواب دید. پدر، شاد و خندان بود. محمدهادی می پرسد «آقاجان! در آنجا کدام عمل موجب نجات شما شد، کتاب الغدیر یا سایر تألیفات، یا تأسیس بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)؟» پدر لحظه ای تأمل کرد و سپس فرمود «فقط زیارت ابی عبدالله الحسین(ع)» محمدهادی می گوید «شما می دانید روابط ایران و عراق تیره است و راه کربلا بسته، چه کنیم؟» علامه پاسخ می دهد «در مجالس عزاداری امام حسین(ع) شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین(ع) را به تو می دهند.» و بعد از لحظاتی بار دیگر رو به محمدهادی می گوید «پسر جان! در گذشته بارها یادآوری کردم و الان هم به تو توصیه می کنم زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان فراموش مکن...»

خوب شدم
صبح یکی از روزهای سال 1357 بود. مرحوم محدث قمی به همراه خانواده در نجف اقامت داشت. آن روز صبح وقتی پسر بزرگش برای رفتن به مدرسه حاضر می شد متوجه شد که پدر حال خوشی ندارد. جلو رفت و از احوال او پرسید. پدر گفت: «امروز چشمم به شدت درد می کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم» و سر به زیر انداخت و با ناراحتی گفت: «شاید خاندان پیغمبر(ص) مرا از خود طرد کرده باشند.» پسر نمی دانست چه بگوید، کمی پدر را تسلی داد و با عجله به سمت مدرسه رفت. ظهر که به خانه برگشت با کمال تعجب دید که ایشان، سر حال مشغول نوشتن است، پرسید «چشمتان بهتر شد؟»، محدث قمی پاسخ داد «درد به کلی رفع شد.» و ادامه داد «وضو گرفتم، مقابل قبله نشستم و کتاب کافی (شیخ کلینی) را به چشم کشیدم، درد چشمم برطرف شد» تا پایان عمر پدر به درد چشم مبتلا نشد.

ما عزادار حسینیم!
شهید ایت الله دستغیب می گوید «در زمان مجاورت حقیر در نجف اشرف در ماه محرم سال 1358ق حکومت عراق از بیرون آمدن دسته ها جلوگیری کرده بود. شب عاشورا برای این که در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود از طرف حکومت، اول شب درهای حرم و رواق را قفل کردند و هم چنین درهای صحن را و آخرین دری که مشغول بستن آن بودند در قبله بود. یک لنگه آن را بسته بودند که ناگاه جمعیت سینه زن هجوم آورده، به صحن آمدند و رو به حرم مطهر آوردند و وقتی درها را بسته دیدند، در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند. بعد از مدتی عده ای مأمور به همراه رئیس پلیس آمدند. رئیس با چکمه ای که به پا داشت، توی ایوان آمد و بعضی را زد و امر کرد آنها را بگیرند. در مقابل سینه زن ها هجوم آوردند و او را بلند کردند و انداختند توی صحن و به سختی مجروح اش کردند، اما ترسیدند که قوای دولتی تلافی کنند. برای همین به در بسته حرم امیرالمؤمنین پناه آورده و در حالی که بر سر و سینه می زدند، فریادشان بلند بود که «یا علی فُکَّ الباب» و فریاد می زدند «ما عزادار فرزندت هستیم.»


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: عاشورا، سیل، زیارت، محمدهادی، عزاداری، صحن،
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 آذر 1397 توسط عبرات
هفده عام‏ الفیل است و خورشید، لباس نور و خنده بر تن کرده است و ماه، در هاله‏ ای از رنگین کمان، گم شده ‏است.

خانه آمنه، تجلی گاه ملائکه شده است و تمام چشم‏ های دنیا، منتظر تولد منجی بزرگ و رسول موعود است.

نگاه تمام تنگ‏ بینان، در کاسه چشم‏ هایشان خشک شده است و توان حرکت از تمام پاهای توهم و خرافه گرفته ‏شده است.

او می ‏آید؛ با بار رسالتی بزرگ بر شانه.

او می ‏آید؛ شولای نور و شفق بر تن.

او می ‏آید تا چادر شب را از سر باغ‏ های یخ زده بر دارد و با دست‏های زلال خود، قطره قطره امید، در تن بوته‏ های خشکیده بریزد.

متولد می‏شود تا شانه ‏های غرور مدائن فرو بریزد و دامن همیشه مواج ساوه، لب تشنه بماند.

او می ‏آید تا صدای وحدانیت را از حنجره گرم بلال، در سرزمین خدایان سنگی طنین انداز کند و در مکتب ایثار خود، شاگردانی بزرگ، همچون: سلمان و مقداد و یاسر و عمار و بلال و... تربیت کند.

نوید آمدنش، در زبور آمده است و در تورات هم.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم)، ولادت، صدای وحدانیت، کنگره‏ های عرش، مکه،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 آذر 1397 توسط عبرات
من نمی دانم کدام جانی یا جانیهایی جنایت را به شکل دیگری بر حسین بن علی وارد کردند و آن اینکه هدف حسین بن علی را مورد تحریف قرار دادند و همان چرندی را که مسیحیها در مورد مسیح گفتند درباره حسین گفتند که حسین کشته شد برای آنکه بار گناه امّت را به دوش بگیرد، برای اینکه ما گناه بکنیم و خیالمان راحت باشد، حسین کشته شد برای اینکه گنهکار تا آن زمان کم بود، بیشتر بشود.لذا بعد از این انحراف، چاره ای نبود جز اینکه ما فقط صفحه سیاه و تاریک این حادثه را بخوانیم، فقط رثاء و مرثیه ببینیم. من نمی گویم آن صفحه تاریک را نباید دید بلکه باید آن را دید و خواند، اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد. اینکه گفته اند رثای حسین بن علی باید همیشه زنده بماند، حقیقتی است و از خود پیغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نیز به آن توصیه کرده اند.

این رثاء و مصیبت نباید فراموش بشود، این ذکری، این یادآوری نباید فراموش بشود و باید اشک مردم را همیشه بگیرید، اما در رثای یک قهرمان. پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید، وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد، و گریه ملتی برای او معنی ندارد. در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالتخواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادیخواه باشید، برای آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه، شرف و انسانیت یعنی چه، کرامت یعنی چه. اگر ما صفحه نورانی تاریخ حسینی را خواندیم، آن وقت از جنبه رثائی اش می توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است. خیال می کنیم حسین بن علی در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند یا- العیاذ باللَّه- حضرت زهرا علیه السلام بعد از هزار و سیصد سال، آن هم در جوار رحمت الهی منتظر است که چهار تا آدم فکسنی برای او گریه کنند تا تسلّی خاطر پیدا کند!.

چند سال پیش در کتابی دیدم که نویسنده مقایسه ای میان حسین بن علی و عیسی مسیح کرده بود؛ نوشته بود که عمل مسیحیها بر عمل مسلمین (شیعیان) ترجیح دارد، زیرا آنها روز شهادت عیسی مسیح را جشن می گیرند و شادمانی می کنند ولی اینها در روز شهادت حسین بن علی مرثیه خوانی و گریه می کنند. عمل آنها بر عمل اینها ترجیح دارد، زیرا آنها شهادت را برای عیسی مسیح موفقیت می دانند نه شکست، و چون موفقیت می دانند شادمانی می کنند، اما مسلمین شهادت را شکست می دانند و چون شکست می دانند گریه می کنند. خوشا به حال ملتی که شهادت را موفقیت بشمارد و جشن بگیرد، و بدا به حال ملتی که شهادت را شکست بداند و به خاطر آن مرثیه خوانی کند.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: استاد مطهری، تحریف، مسلمین، شهادت،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 آبان 1397 توسط عبرات
علامه جعفری: شهادت امام حسین(ع) با عظمت ترین شهادت است که در تاریخ بشر بروز کرده است، زیرا او با شناخت همة ابعاد و امتیازات زندگی و توانایی بر برخورداری از آنها دست از زندگی شسته است. (امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، علامه جعفری)

آیت الله خامنه ای: در باب عاشورا آنچه که عرض می کنم ـ البته یک سطر از یک کتاب قطور است ـ این است که عاشورا یک حادثة تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدالله(ع) با این حرکت که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کاملا روشن بود یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست یک چیز مرکب پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت اباعبدالله وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه... (در دیدار با مبلغان حوزه های علمیه سراسر کشور در آستانة محرم)

امام خمینی(ره): روضة سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که می گویند روضة سیدالشهدا را نخوانید اصلا نمی فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند این گریه ها و روضه ها حفظ کرده این مکتب را،... حرف سیدالشهدا حرف روز است همیشه حرف روز است... و مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد حفظ نمی شود. (صحیفه نور ـ ج 8)

ایت الله جوادی آملی: خون حسین بن علی(علیهما السلام) در عاشورای 61 هجری در گوشه ای دور افتاده از سرزمین عراق یعنی کربلا هدر نرفت بلکه به ارادة پروردگار عالم همه قطرات آن به پیکرة عالم اسلام تزریق شد و همان است که هر سال طنینهل من ناصرٍ ینصرنی امام حسین را در گوش جهانیان زمزمه می کند و ملت های مسلمان و گاه غیرمسلمان را به جوش و خروش وا می دارد.

شهید مطهری: حسین بن علی(ع) یک روح بزرگ بود و یک روح مقدس بود، اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد، آن تنی که در زیر سم اسب ها لگدمال شد جریمة یک روح بزرگ بود، جریمة یک حماسه، جریمة حق پرستی، آن اتفاق، جریمه روح شهید بود. (حماسه حسینی، ج 1)


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: عاشورا، امام، انقلاب جهانی، سیدالشهدا، کربلا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 آبان 1397 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:58)      [ ... ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ ... ]