آیا انحراف از سنت ابوبکر و عمر - در زمان عثمان - باعث قیام امام حسین علیه السلام شد؟

اگر در صدد ریشه یابی زمینه تاریخی قیام امام حسین علیه السلام باشیم و بخواهیم علل آن را بیان کنیم، ساده لوحانه است که به دنبال ریشه آن در زمان عثمان باشیم؛ بلکه باید ریشه آن را در سقیفه جست وجو کنیم و این سخن ابن عباس را با جان و دل باور کنیم که گفت: «قتل الحسین یوم الاثنین؛ امام حسین علیه السلام در روز دوشنبه کشته شد»؛ دوشنبه ای که پیامبر صلی الله علیه وآله وفات یافت و سقیفه تشکیل شد؛ زیرا که آن زمان، انحراف از سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله و دستورات آن حضرت صلی الله علیه وآله، همچون تمسک به قرآن و عترت (ثقلین) و سفارش به ولایت حضرت علی علیه السلام هویدا گشت.

اگر برای شخص معاویه و نیز خاندان بنی امیه، نقش محوری در پدید آمدن حادثه عاشورا قائل باشیم، باید بدانیم که نقطه آغازین قدرت گرفتن اینان، نه در زمان عثمان، بلکه در زمان ابوبکر بود؛ زیرا پس از آن که چند روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله، ابوسفیان از نجران بازگشت و جریانات سیاسی خلافت را مشاهده کرد، در صدد فتنه انگیزی علیه حکومت ابوبکر برآمد و در این راه، قصد استفاده ابزاری از حضرت علی علیه السلام را داشت و آن حضرت علیه السلام دست رد بر سینه او زد؛ اما همین فعالیت کافی بود تا حکومت، پی به خطر ابوسفیان برده، برای همراهی او تدابیری بیندیشد. اولین تدبیر، بخشیدن سهم عظیمی از صدقات نجران به او بود و در دومین گام، فرزند او یزید را فرمانده سپاه بزرگ شام کردند؛ در حالی که اصحاب بزرگی همچون عمار، مقداد، سلمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص و ... را در مدینه بیکار نگه داشته بودند. پس از در گذشت یزید، از سوی عمر، برادرش معاویه به فرماندهی سپاه شام منصوب شد و در حالی که عمر انواع سخت گیری ها را نسبت به فرماندارانش اعمال می کرد، از خطاهای بزرگ او درمی گذشت و همین معاویه در زمان عمر موفق شد که در شام برای خود حکومتی شاهانه برپا کند و با توجیهاتی واهی، از خشم خلیفه در امان بماند.

بله، نمی توان انکار کرد که در زمان عثمان که بنی امیه بر همه ارکان حکومت مسلط شده بودند، معاویه نیز به صورت حاکمی مطلق درآمده بوده. با پیش آمدن ماجرای شورش مردم علیه عثمان، وی به این نتیجه رسید که در صورت کشته شدن عثمان، می تواند بهترین بهره برداری ها را از قتل او بکند؛ از این رو، در ارسال سپاه درخواستی از سوی عثمان، سهل انگاری کرد تا آن هنگام که عثمان کشته شد. پس از قتل عثمان، معاویه به عنوان خون خواهی عثمان در مقابل حضرت علی علیه السلام قرار گرفت و با او به جنگ پرداخت و پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، و پیروزی معاویه در مقابل امام حسن علیه السلام، او به صورت حاکم تمامی مسلمانان در آمد و حکومت خود را چنان تثبیت شده دید که بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و همه خلفای پیشین به فکر جانشین کردن فرزند فاسق، فاجر و بی تجربه خود (یزید) برآمد که او عامل قیام امام حسین علیه السلام گشت.

نباید از نظر دور داشت که اگر معاویه قبل از عثمان در شام ریشه ندوانیده بود و نمی توانست مشروعیت حکومت خود را از عمر کسب کند، به هیچ وجه نمی توانست در مقابل حضرت علی علیه السلام قد علم کند؛ چنانچه دیگر افراد خاندان بنی امیه که از سوی عثمان به فرمانداری استان های مختلف گماشته شده بودند، نتوانستند در هنگام عزل به وسیله حضرت علی علیه السلام، در مقابل وی مقاومت کنند.

منبع : مجله پرسمان بهمن 1384، شماره 41.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: قیام امام حسین، ریشه قیام امام حسین، قیام امام حسین علیه‌السلام، امام حسین (ع)، عثمان، معاویه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1398 توسط عبرات
شخصیت، نهضت و مکتب حسین بن علی علیه السلام همواره جذاب و پر مخاطب بوده است و این اقبال وصف ناشدنی، شکل گیری و تولید آثار متنوع و متعددی را به همراه داشته است. در این میان، نوع نگاه علامه شهید، مرتضی مطهری در ترویج فرهنگ عاشورا و تبیین صحیح شخصیت و رفتار امام حسین علیه السلام ممتاز و ویژه است. چهار پرسش و پاسخ زیر، نمونه ای از تلاش مبارک و ماندگار آن شهید می باشد که تقدیم شما خوانندگان محترم می شود.

چگونگی رفتار امام در زمان معاویه
سؤال: چرا امام حسین علیه السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟

بعضی جواب می دهند چون در آن وقت، موضوع صلح امام حسن علیه السلام در بین بود و امام نمی خواست بر خلاف عهد برادرش رفتار کند.

این سخن، درست نیست؛ زیرا معاویه خودش آن پیمان را نقض کرده بود. قرآن کریم عهد و پیمان را محترم می شمارد؛ تا وقتی که دیگری محترم بشمارد.

قرآن نمی گوید اگر طرف نقض کرد، تو باز هم وفادار بمان؛ بلکه می گوید: «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم»؛(1) البته عهد با کافر هم محترم است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با قریش در حدیبیه قرارداد بست و چون نقض از ناحیه آنها شروع شد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم آن را ورق پاره ای بیش نشمرد؛ بلکه سر عدم قیام سید الشهدا، این بود که انتظار فرصت بهتر و بیشتری را می کشید. اسلام، تاکتیک و انتظار فرصت بهتر را جایز، بلکه واجب می داند. مسلما فرصت بعد از مردن معاویه، از زمان معاویه، بهتر بود.

امام علیه السلام در زمان خود معاویه نیز ساکت نبود؛ دائما اعتراض می کرد [و] به وسیله نامه که به معاویه نوشت، حضورا با او محاجه کرد. اکابر مسلمین را جمع کرد و با آنها صحبت کرد؛ برای قیام به سیف، بهترین وقت را این دانست که صبر کند معاویه بمیرد. امام علیه السلام قطع داشت که معاویه یزید را نصب کرده، بعد از مردن معاویه، مردم را به اطاعت از یزید، دعوت خواهند کرد؛ علی هذا از نظر امام علیه السلام خلافت یزید، چیز تازه و غیر مترقبی نبود.(2)

علت همراهی خاندان امام حسین علیه السلام
سؤال: چرا اباعبدالله علیه السلام در این سفر پر خطر، اهل بیتش را همراه خود برد؟

تقریباً به اتفاق آرا به ایشان می گفتند: آقا! رفتن خودتان، خطرناک است و مصلحت نیست؛ یعنی جانتان در خطر است؛ تا چه رسد که بخواهید اهل بیتتان را هم با خودتان ببرید. اباعبدالله علیه السلام جواب داد: نه، من باید آنها را ببرم. به آنها جوابی می داد که دیگر نتوانند در این زمینه حرف بزنند. به این ترتیب که جنبه معنوی مطلب را بیان می کرد که مکرر شنیده اید که ایشان به رؤیایی استناد کردند که البته در حکم یک وحی قاطع است؛ فرمود: در عالم رؤیا جدم به من فرموده است: «ان الله شاء ان یراک قتیلا». گفتند: پس اگر این طور است، چرا اهل بیت و بچه ها را همراهتان می برید؟ پاسخ دادند: این را هم جدم فرمود: «ان الله شاء ان یراهن سبایا».(3)

کلمه مشیت خدا یا اراده خدا که در خود قرآن به کار برده شده است، در دو مورد به کار می رود که یکی را اصطلاحاً اراده تکوینی و دیگری را اراده تشریعی می گویند. اراده تکوینی، یعنی قضا و قدر الهی است که اگر چیزی قضا و قدر حتمی الهی به آن تعلق گرفت، معنایش این است که در مقابل قضا و قدر الهی، دیگر کاری نمی شود کرد. معنای اراده تشریعی، این است که خدا این طور راضی است؛ خدا این چنین می خواهد؛ مثلا اگر در مورد روزه می فرماید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»(4) یا در مورد دیگری می فرماید: «یرید لیطهرکم»،(5) مقصود این است که خدا که این چنین دستوری داده است، این طور می خواهد؛ یعنی رضای حق در این است؛ خدا خواسته است اینها اسیر باشند؛ یعنی اسارت اینها، رضای حق است؛ مصلحت است و رضای حق، همیشه در مصلحت است و مصلحت، یعنی آن جهت کمال فرد و بشریت.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: امام حسین علیه‌السلام، عاشورا، ذکر مصیبت امام حسین علیه‌السلام، امام، مکتب امام حسین علیه‌السلام، مکتب،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 شهریور 1398 توسط عبرات
هیچ حماسه انسانی در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسین، علیه السلام، در کربلا مورد تحسین و توجه عاطفی قرار نگرفته و جنبه آموزشی نداشته است. این حماسه به عنوان یک رویداد عاطفی و احساسی نقطه عطف مؤثری در روند عقاید اسلامی شده است. حماسه ای که اگر نبود اسلام نه تنها نمی توانست به عنوان یک عقیده ریشه دار و ایمان محکم در باطن مسلمانان جایگیر شود; بلکه در حد یک مذهب کم فروغ و ضعیف در میان انسانها معرفی می شد.

قیام حسین بن علی، علیه السلام، زلزله ای شگرف بود که توانست پایه های امت اسلامی را تا دورترین نقطه ها به لرزه درآورد، چشمها را بگشاید و وجدانها را علیه هیمنه و اقتدار دروغ و شر ستم پیشگان بیدار کند، همانان که در صددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسانها مستولی کنند و ارزشهای دینی را با عناوین پوشالی از بین ببرند و با تباه کردن حقوق دینداران، انوار ذاتی و جوهری جذابیت دین را خاموش کنند.

حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلابها نیست، چرا که عظمت آن فراتر از معنای محدود واژگان و بزرگتر از معیارهای قابل قیاس بشری است. انقلابی است که به درجاتی بالاتر از حماسه ارتقاء یافت و این حقیقتی است که برای شکل گیری حماسه ها معمولا انسانها فدا می شوند اما در آفرینش این حماسه نه انسانهای معمولی که خاندان و اهل بیت پیامبر شرکت داشتند.

عاشورا قیامی است که هدفش حفظ کیان امت محمد، صلی الله علیه وآله، و مصون داشتن عقاید مسلمانان و حمایت از سنت مقدس رسول اکرم و دور ساختن دست متجاسران از آن است. باید گفت آن کس که انقلاب حسینی را به عنوان حماسه بپذیرد بزرگتر از آن نمی یابد; زیرا حماسه ها و انقلابهایی که جهت حرکت تاریخ و امتها را تغییر داده اند به سبت بزرگی اهداف و امکان تبدیل شدنشان به یک عقیده و یا اصل اعتقادی برای گروه یا گروههایی قابل سنجش اند. با این معیار، انقلاب حسین، علیه السلام، از زمان پیدایش تا ابدالآباد در نوع خود هم اولین انقلاب تاریخ و هم بی نظیرترین انقلابها در تاریخ انسانیت است به عبارت دیگر این انقلاب تا جهان باقی است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند چرا که شکل گیری آن به خاطر انسان بوده است.

اگر می گوییم انقلاب حسینی «نخستین » انقلاب است از آنروست که در چارچوب وقایع جهان اسلام و در تاریخ ادیان آسمانی نخستین انقلابی است که بر مبنای اصول و ارزشهای عقیدتی به وقوع پیوسته است.

اگر می گوییم «پیشتاز» است از اینروست که نه تنها زمینه را برای روح انقلابی آماده کرده، بلکه خود یک انقلاب روحی است که دلهای مسلمانان را شیفته و بی قرار خود ساخته و معنی بزرگمنشی و پایمردی انسان مؤمن را در برابر فتنه گرانی که به نام دین رگه های شرک و بیهودگی را در پیکره عقاید اسلامی تزریق می کنند; یادآور شده است.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: حماسه، انقلاب، انسان، انقلاب حسین، اسلام، امت، دین،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 شهریور 1398 توسط عبرات
 قبر وسط آب

آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل می کرد: «روزی در خانه آیت الله العظمی حکیم (1) بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه السلام، را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود، شما کاری بکنید.

آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، علیه السلام، رفتیم، آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم، اما همین که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟ من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل، علیه السلام، در میان آب مثل جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتنی بسیار محکم حفاظت شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمی گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین، علیه السلام، که متوکل عباسی بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد. (2)


مکافات عمل

در زمان حاج سید عبدالکریم حائری و ماجرای کشف حجاب از سوی رضاخان، دوتا پاسبان بودند که خیلی اذیت می کردند.

روزی زنی با روسری از خانه بیرون می آید، یکی از این پاسبانها او را تعقیب می کند، آن زن هرچه او را قسم می دهد و حضرت ابوالفضل، علیه السلام، را شفیع قرار می دهد در او اثر نمی بخشد. بلکه آن بی حیا توهین هم می کند که اگر ابوالفضل کاری از او ساخته می شد، نمی گذاشت دستهای او...

همان روز به حمام می رود و دلش درد می گیرد، معالجات اثر نمی کند و به هلاکت می رسد.

غسال گفته بود: دیدم، مثل اینکه سیلی به صورتش خورده شده باشد صورتش سیاه شده بود. (3)


ادامه مطلب...
طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: حضرت ابوالفضل، معجزه حضرت اباالفضل، ابوالفضل، آب، علی میرخلف زاده، کرامات، قبر وسط آب،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 شهریور 1398 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:58)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]