مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
گریه براى امام حسین (علیه السلام) چرا؟
مى ‏گویند اگر امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى ‏گیریم؟

چرا گریه مى ‏كنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یك انسان است. گریه تجلى طبیعى یك احساس و حالتى جبرى و فطرى از یك رنج، یك شوق یا یك اندوه مى ‏باشد یكى از دانشمندان غرب مى‏ گوید:«انسانى كه هرگز نمى‏ گرید و گریستن را نمى ‏داند احساس انسانى را فاقد است».

مگر نه اشك زیباترین شعر و بى ‏تاب‏ترین محبت و پر گدازترین ایمان و تب دار ترین احساس و خالصترین «گفتن» و لطیف ترین «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل به هم آمیخته و ذوب شده و قطره‏اى گرم شده ‏اند به نام اشك؟ مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مى ‏گیرد ولذا اشك شبیه قلب است:

اى بسا قلبهاى سوزانى
كه زبان راز آن نگوید باز
لیك آن دیدگان نورانى‏
راز دلداده مى ‏كند ابراز


گریه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است و مرگ عزیزى قلبش را مى ‏سوازند، باید گریه كند. وقتى كه دلش یاد از او مى ‏كند و زبانش سخن از او مى ‏گوید چشمش نیز با او همدردى مى ‏كند مگر چشم از زبان صادقانه ‏تر سخن نمى ‏گوید؟!

از من مپرس كاتش دل درچه غایت است
از آب دیده پرس كه او ترجمان ماست‏


اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمى ‏شود تا اشك تأثر بریزد و نیز از حقیقت و جلوه زیبائى لذت نمى‏ برد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سلیم و روح متعادل برخوردار نیست.

امیرمومنان على (علیه السلام) مى ‏فرماید:«خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع قرآن تحت تأثیر قرار نمى‏ گیرند و از شنیدن آیات مربوط به قیامت تعجب نمى ‏كنند، و خنده مى ‏نمایند، مورد سرزنش قرار مى ‏دهد و مى ‏فرماید : (تضحكون و لا تبكون)

و نیز فرموده: (بكاء العیون و خشیة القلوب من رحمة الله تعالى)(1)

چنانكه «جمود عین» و محروم بودن از اشك و گریه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:«من علامات الشقاء: جمود العین، قسوة القلب...» (2)

در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصیرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف دارند در زبان قرآن كریم با جمله (یبكون و یزیدهم خشوعا) و (سجدّا و بكیّا) مورد ستایش قرار گرفته ‏اند . قهرا این نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلومیت آنان هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مى ‏كنند.

نام حسین (علیه السلام) با گریه همراه است‏
آن گونه كه از متون اسلامى استفاده مى ‏شود نام حسین (علیه السلام) با گریه و ناله آمیخته است و قبل از شهادتش پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) و امیرالمؤمنان على (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر او گریسته ‏اند. طبق رویات فراوانى، چون حضرت حسین (علیه السلام) تولد یافت جبرئیل به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ایام براى حسین (علیه السلام) گریستند. طبق روایتى كه از عایشه نقل شده است حسین (علیه السلام) كودك خردسال بود كه وارد خدمت پیامبر گردید همان موقع جبرئیل به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) ابلاغ كرد: زمانى نمى ‏گذرد كه این كودك را افرادى از امت تو در سرزمین «طف» از خاك عراق به قتل مى ‏رسانند «فبكى رسول الله (صلى الله علیه و آله)» اما جبرئیل افزود: «لا تبك، فسوف ینقم الله منهم، بقائمكم اهل البیت (3) «گریه نكن در آینده خداوند به وسیله قائم اهل بیت از آنها انتقام مى ‏گیرد».

«ابن عباس» مى ‏گوید به هنگام رفتن به «صفین» من همراه امیر مؤمنان على (علیه السلام) بودم چون در كنار شط فرات به «نینوا» وارد شد، امام (علیه السلام) با صداى بلند گریست و فرمود: اى پسر عباس این محل را مى ‏شناسى؟ گفتم: نمى ‏شناسم اى امیرمؤمنان. فرمود اگر اینجا را مثل من مى ‏شناختى هرگز از اینجا رد نمى ‏شدى مگر این كه مثل من گریه سر مى ‏دادى ابن عباس گفت: «فبكى طویلا حتى اخضلّت لحیته و سألت الدموع على صدره وبكینا معا»: «آن حضرت گریه مفصلى كرد به طورى كه اشك از روى محاسن او جارى شد ما هم همصدا با على (علیه السلام) گریه سردادیم». بعد امام ادامه داد: واى، من با آل ابوسفیان چه كرده ‏ام، سپس افزود: در این سرزمین كه (كرب و بلا نامیده مى‏شود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت مى رسند و مدفون مى ‏گردند(4).

طبق روایت امام صادق (علیه السلام) روزى فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وارد شد و آن حضرت را گریان دید ازعلت گریه‏ اش پرسید؟ رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد كه حسین (علیه السلام) را گروهى از امت من به قتل مى ‏رسانند! فاطمه (علیه السلام) نیز از شنیدن این خبر به شدت گریست ولى وقتى ازمقام بلند فرزندش به خاطر شهادت آگاه گردید آرامش و تسكین یافت (5)

داستان گریه و عزادارى پس از شهادت آن حضرت از سوى امامان (علیه السلام) داستانى مفصلى است كه به ذكر چند مورد اكتفا مى‏ كنیم:امام سجاد (علیه السلام) كه خود در كربلا شاهد مصائب دلخراش امام
حسین علیه السلام و یاران با وفایش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانى كه در قید حیات بود این واقعه سوزناك را فراموش نكرد و همیشه گریه و سوگوارى نمود او هر وقت مى ‏خواست آب بنوشد تا چشمش به آب مى ‏افتاد اشك از چشمانش سرازیر مى ‏شد وقتى علت این كار را مى ‏پرسیدند مى ‏فرمود چگونه گریه نكنم درحالى كه یزیدیان آب را براى وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولى آن را به روى پدرم بستند و او را با لب تشنه كشتند. مى ‏فرماید هر وقت كشته شدن فرزندان فاطمه (علیه السلام) رابه یاد مى ‏آورم گریه گلویم را مى‏ گیرد. وقتى هم افرادى وى را دلدارى مى ‏دادند، مى ‏فرمود: «كیف لا أبكی؟ و قد منع أبى من الماء الذى كان مطلقا للسباع والوحوش» (6)

امام سجاد (علیه السلام) درعزاى پدر مظلوم خویش به حدى گریست كه اورا یكى از بكّائون پنج گانه تاریخ لقب دادند (7) وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى‏پرسیدند، مصائب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد ومى‏فرمود: مرا ملامت نكنید، یعقوب، پس از آن كه یك فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشم هایش سفید شد در حالى كه یقین به مرگ فرزندش نداشت.

از فراق روى یك یوسف اگر یعقوب سوخت
هجر هفتاد و دو یوسف كرده خونین دل مرا


در حالى كه من به چشم خود دیدم كه در یك نیمروز چهارده نفر از اهل بیت مرا سر بریدند انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!(8)

او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشك مى ‏ریخت بلكه مومنان را نیز ترغیب به گریستن در عزاى آن مظلوم مى ‏كرد: «ایما مومن دمعت عیناه لقتل الحسین حتى تسیل على خده بواه الله بها فى الجنة غرفا یسكنها احقابا»(9).

«هر مؤمنى كه بر شهادت
حسین (علیه السلام) آن قدر بگرید كه اشك بر گونه ‏اش جارى شود خداوند براى او غرفه ‏هائى در بهشت آماده مى ‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد كرد.»

امام باقر (علیه السلام) براى امام حسین (علیه السلام) اشك مى ‏ریخت و به هركس هم در خانه او بود دستور مى ‏داد گریه كند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگوارى براى امام حسین (علیه السلام) تشكیل مى ‏گردید و حاضران مصیبت آن حضرت را به هم تسلیت مى ‏گفتند (10).

«عبد الله بن سنان» مى ‏گوید: در روز عاشورا به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم آن حضرت را رنگ پریده و بسیار غمگین و گریان یافتم، علت آن را از امام پرسیدم، فرمود : امروز عاشوراست و در چنین روزى جد ما امام حسین (علیه السلام) شهید شده است (11) .

امام صادق (علیه السلام) به «ابو هارون مكفوف» دستور داد مرثیه بخواند آنگاه كه وى مرثیه خود را آغاز نمود متوجه شد امام (علیه السلام) سخت گریه مى ‏كند و زنانى كه پشت پرده بودند همینكه صداى گریه امام صادق (علیه السلام) را شنیدند آنها نیز صداى خود را به گریه و شیون بلند كردند؛ بعد امام فرمود: «من انشد فى الحسین شعرا فبكى وابكى عشرا كتب له الجنه» (12). «هر كس در مصیبت حسین (علیه السلام) شعر بگوید و گریه كند وده نفر را بگریاند بهشت بر او نوشته مى ‏شود».

امام رضا (علیه السلام) مى ‏فرماید: روش پدرم امام موسى بن جعفر (علیه السلام) این بود كه هرگاه ماه محرم مى ‏رسید پیوسته غمگین بود تا دهه عاشورا سپرى شود روز عاشورا روز گریه و ماتم او بود و مى ‏فرمود: «هو الیوم الذى قتل فیه الحسین» (13).

امام رضا (علیه السلام) فرمود محرم ماهى است كه اهل جاهلیت در آن ماه جنگ و خونریزى را حرام مى ‏دانستند ولى دشمنان در آن ماه خون ما را ریختند حرمت ما را شكستند زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند و به خیمه‏ هاى ما آتش زدند اموال ما را غارت نمودند و حرمت رسول خدا را در حق ما رعایت نكردند. «ان یوم الحسین اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض كربلا .... على مثل الحسین (علیه السلام) فلیبك الباكون، فان البكاء علیه یحط الذنوب العظام.»(14)

«كشته ‏شدن امام حسین (علیه السلام) اشك هاى ما را ریزان و پلك هاى چشمان ما را مجروح و در كربلا عزیز ما را ذلیل كرد... گریه كنندگان باید بر
حسین (علیه السلام) گریه كنند . گریه بر او گناهان بزرگ را مى ‏ریزد».

امام رضا (علیه السلام) به «ریان بن شبیب» فرمود: «ان كنت باكیا لشى‏ء فابك للحسین بن على فانه ذبح كما یذبح الكبش و قتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فى الارض شبیهون...».

«اگر بخواهى به چیزى گریه كنى بر حسین بن على (علیه السلام) گریه كن زیرا سر آن حضرت را مثل سر گوسفند بریدند و با او هجده مرد از اهل بیتش كشته شدند كه در دنیا بى نظیر بودند».

سپس به «ابن شیب» فرمود: «اگر دوست دارى در درجه ‏هاى بلند بهشت با ما باشى، غمگین باش از براى غمگینى ما و شاد باش از براى شادمانى ما».(15)

حتى به موجب بعضى از روایات امام زمان (عج) نیز مدام بر سید الشهداء اشك مى ‏ریزد و مى ‏گوید :

«اى جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم به یارى تو بشتابم وبا دشمنانت پیكار كنم در عوض: «فلاندبنك صباحاً و مساءً و لأبكین لك بدل الدموع دما حسرة علیك. ..»(16) «هر صبح و شام بر مصائب تو گریه مى‏ كنم، اگر اشك چشمم تمام شود، به جاى آن خون مى ‏گریم».

حتى به موجب روایات فراوانى كه نقل شده است، همه كس و همه چیز خورشید و آسمان و زمین و فرشتگان روز عاشورا بر آن حضرت گریه مى ‏كنند .(17)

شاعر پر شور «فؤاد كرمانى» با استفاده از این روایات چنین سروده است:

تا ندا كرد ولاى تو، در اقلیم الست‏
بهر لبیك فدایت، دو جهان پر زداست‏
كشته شد عالم دهرى، چو تو در عالم دهر
دهر تا روز قیامت شب اندوه و عزاست‏
در غمت اعین واشیاء همه از منطق كون‏
هر یكى مویه كنان بر دگرى نوحه گر است‏
رفت بر عرشه نى تا سرت اى عرش خدا
كرسى و لوح وقلم بهر عزاى تو بپاست‏
منكسف گشت، چو خورشید حقیقت به جمال‏
گر بگریند زغم دیده ذرات رواست.
(18)

موضوع قابل توجه این است كه «عبد الله بن فضیل هاشمى» از امام صادق (علیه السلام) سوال مى ‏كند: چرا روز عاشورا این چنین روز مصیبت وغم واندوه و عزادارى گردید؟ اما روز وفات پیامبر اكرم وامیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبى (علیه السلام) كه با زهر مسموم شد این چنین نشد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ان یوم الحسین أعظم مصیبة من جمیع سایر الایام... فكان ذهابه كذهاب جمیعهم ...»(19)

روز حسین ـ عاشورا ـ از لحاظ مصیبت از تمام روزها عظیم‏تر است... زیرا حسین (علیه السلام) تنها باقى مانده اصحاب پنج گانه كساء است كه رفتن او، مثل رفتن همه آنهاست».

روز عاشورا مصائبى بر خاندان رسالت وارد شد كه در خاطره هیچ آفریده ‏اى خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد، چه جالب گفته است:

فاجعة ان اردت اكتبها
مجملة ذكرة لمدكر

«مصیبتى بزرگ كه اگر بخواهیم آن را به نحو اقتصار براى یاد آورى یاد كننده ‏اى بنویسم» .

جرت دموعى فحال حائلها
ما بین لحظ الجفون و الزبر

«به یقین اشك روانم بین چشم من واوراق كتب حایل آید»

و قال قلبى بقیا على فلا
و الله ما قد طبعت من حجر

«دلم گفت به من رحمى كن، به خدا سوگند من از سنگ آفریده نشده ‏ام».

بكت لها الارض و السماء دما
بینهما فى مدامع حمر(20)

«بر آن فاجعه زمین و آسمان و آنچه ما بین آندواست اشك خون گریست».

غرض، روز عاشورا روز مصیبت واندوه و گریه براى خاندان رسالت و شیعیان آنهاست. تنها بنى امیه دشمنان اهل بیت بودند كه آن روز را روز مبارك و سرور و خوشحالى مى ‏دانستند.چنانكه در زیارت عاشورا مى ‏خوانیم:«اللهم ان هذا یوم تبركت به بنو امیه»«خدایا این روز، روزى است كه آن را بنى امیه مبارك ومیمون دانستند». در فراز دیگرى مى ‏خوانیم: «هذا یوم فرحت به آل زیاد وآل مروان بقتلهم الحسین...». «و این روزى است كه آل زیاد و آل مروان به خاطر این كه
حسین را كشتند به آن مسرور شدند.»

خلاصه در باب عزا و ماتم سید الشهداء فرزند دلبند حضرت زهرا و على مرتضى (علیهم السلام) روایات فراوانى از ناحیه رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده كه روز عاشورا، روز مصیبت وحزن اهل بیت وشیعیان ایشان مى ‏باشد به اعتبار همین روایات باید روز عاشورا غمگین وحزین بود در روایتى مى ‏فرماید:«هركه یاد كند مصیبت ما را و بگرید وبگریاند مردم را، در روز قیامت در درجه ‏هاى ما خواهد بود و هركه مصیبت مارا یارى كند و گریه كند، چشم او در روزى كه چشمها همه بگریند، نگرید و هر كه در مجلسى بنشیند ودین ما را احیاء نماید، دل او نمیرد در روزى كه دلها همه بمیرند .»(21)

بنابراین اگر كسى روز عاشورا روز جشن و سرور بداند یقینا او مانند بنى امیه دشمن اهل بیت است. پس این كه سران صوفیه را روز شادى و سرور و جشن مى ‏دانند، بدون شك دشمن اهل بیت هستند و لو این كه ادعاى دوستى بكنند. چنانكه «شیخ عبد القادر گیلانى» روز جانگداز عاشورا را روز فرح و شادى قلمداد كرده گفته است: «روز عاشورا هرگز روز مصیبت نمى‏باشد، روز جشن وشادى است و بر مردم لازم و واجب است كه در این روز براى اهل و عیال خود هدایایى تهیه كنند و آنها را به گردش و تفریح ببرند و آنها را با خوشگذرانى سرگرم سازند». (22)

پس این مسلم است كه گریه بر امام
حسین (علیه السلام) عنوان شرعى دارد و از عبادات بزرگ شمرده مى ‏شود و در حقیقت دیده گریان و دل اندوهگین بر مصائب اهل بیت، شعار شیعه است .

به قول یكى از شعراى عرب‏
لك عندى ما عشت یا ابن رسو
ل الله حزن یفى بحق ودادى‏
ناظر بدموع غیر بخیل
وحشى بالسلو غیر جواد

«اى پسر پیامبر خدا در پیش من از براى تو تا زنده ‏ام اندوهى است حق مودت را به جاى مى ‏آورد دیده ‏ام از ریزش اشك دریغ نمى ‏ورزد و درونم از رنج و غم تسلى نمى ‏یابد.»

انواع گریه ‏ها
گریه انواعى دارد كه همه انواع آن در شأن امام
حسین (علیه السلام) نیست، حال باید ببینیم چه نوع گریه شایسته امام است:

1 ـ گریه از روى خوارى ودرماندگى:چنین گریه ‏اى، گریه افراد ضعیف و ناتوانى است كه از رسیدن به اهداف خود وامانده ‏اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى ‏بینند مى ‏نشینند و عاجزانه گریه سر مى ‏دهند. هرگز براى امام حسین (علیه السلام) چنین گریه ‏اى نباید كرد و آن حضرت از این نوع گریه بیزار و متنفر است.

2 ـ گریه عجزو زبونى: چنین گریه ‏اى، گریه افرادى است كه از روى عجز و زبونى در اثر ناكامى واحیانا ستم شخصى یا جریان نامناسبى به ورشكستگى افتاده و براى خود احساس خطر مى ‏كنندو راه چاره را در گریه مى ‏جویند به قول صائب تبریزى:

گریه شمع از براى ماتم پروانه نیست‏
صبح نزدیك است و در فكر شب تار خود است.

مسلما این نوع گریه هم مناسب شأن امام نیست.

3 ـ گریه بر اموات: كسى عزیز خود را از دست مى ‏دهد و بر فقدان او گریه مى ‏كند یا به این جهت گریه مى ‏كند كه آن فقید در زندگى او موثر بوده و به آینده خود نگران است در این صورت به حال خود گریه مى‏ كند و یا این كه به نیكی هاى او اشك مى ریزد این نوع گریه هم در شأن امام نیست.

4 ـ از روى رحم و رأفت یا گریه‏ هاى عاطفى: قلب انسان هنگامى كه در برابر حادثه دلخراشى همانند اشك یتیمى، یا بیمار دردمندى یا شخص فقیر و تهیدستى و ... قرار مى ‏گرید، متأثر مى‏ شود چه بسا اشك مى ‏ریزد. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) هنگامى كه فرزند خردسال خود ابراهیم را از دست داد ودر قبرسان بقیع به خاك سپرد براى آن كودك آن قدر گریه كرد كه اشك بر محاسنش جارى گردید به آن حضرت گفته شد: اى رسول خدا تو دیگران را از گریه منع مى‏ كردى حال خود این چنین بى ‏تابى مى ‏كنى؟! آن حضرت فرمود: «لیس هذا بكاء غضب انما هذا رحمة و من لا یرحم لا یرحم» (23) «این گریه از روى خشم و نارضایتى نیست بلكه گریه رحمت و رافت است و هركس رحم نكند مورد رحمت قرار نمى ‏گیرد.»

واقعه خونین كربلا دل را مى ‏سوزاند وقلب وعاطفه هر انسانى را به جوش وخروش مى اندازد از این نظر این حادثه یك جنایت و یك مصیبت است و شاید در دنیا مشابه چنین جنایتى پیدا بشود و گریه كنندگانى هم داشته ‏باشد. گریه از روى رحم و رأفت یك امر طبیعى است. هر انسانى به هنگام مشاهده یك منظره دلخراش متأثر مى ‏شود و اشك مى ‏ریزد چنانكه دشمنان امام
حسین (علیه السلام) روز عاشورا بر حال آن حضرت مى ‏گریستند. آنجا كه اهل كوفه از دیدن وضع دلخراش اسراء بناكردند گریه و زارى كردن. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «اتنوحون و تبكون من اجلنا؟؟! فمن ذا الذى قتلنا؟».(24)

پس گریه از روى رحم و رأفت نیز چندان مناسب نیست. امام حسین (علیه السلام) از شیعیان خود این نوع گریه را نخواسته است.

5 ـ غم و اندوه: گریه از روى غم واندوه نیز یكى از گریه‏ هاى طبیعى انسان است كه به هنگام از دست دادن عزیزى یا به خاطر از دست دادن مقام و موقعیتى و یا به خاطر گرفتارى به مصیبتى، غم و اندوهى به انسان دست مى ‏دهد و براى این كه دل خود را سبك كند گریه سر مى‏ دهد و این نوع افراد كه دلشان شكسته است به هنگام سوگوارى امام
حسین (علیه السلام) بیش از همه گریه مى ‏كنند چه بسا از شدت گریه غش كنند ولى آیا این نوع گریه را مى ‏توان به حساب امام حسین (علیه السلام) گذاشت؟ هرگز نه.

6 ـ گریه جدائى و فراق: نوع دیگر گریه، گریه فراق است كه به خاطر دورى و جدائى از عزیزى حالت گریه به انسان دست مى ‏دهد امام حسن مجتبى (علیه السلام) به هنگام جان دادن، بى ‏تابى مى ‏كرد. بعضى از عیادت كنندگان از علت آن پرسیدند امام مجتبى با صداى ضعیف فرمود: براى دو چیز گریه مى‏ كنم: هول مطلع، فراق دوستان.(25) پر واضح است كه گریه بر امام حسین و شهیدان كربلا از این نوع گریه نیست.

7 ـ گریه‏ هاى شوق گریه ‏هاى لایق حسین (علیه السلام): گریه شوق گریه مادرى است كه از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سرزده مى ‏شود و از شوق گریه مى ‏كند. قسمت زیادى از حماسه ‏هاى كربلا شوق آفرین و شور انگیز است و به دنبال آن سیلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها فداكاریها شجاعتها آزادمردی ها و سخنرانی هاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، بى اختیار از دیدگان شنونده سرازیر مى ‏گردد، آیا این گریه دلیل بر شكست است؟!

8 ـ گریه پیوند هدف: گاهى قطرات اشك پیام ‏آور هدف هاست، آنها كه مى ‏خواهند بگویند با مرام امام
حسین (علیه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مكتب او هستیم، ممكن است این كار را با دادن شعارهاى آتشین، یا سرودن اشعار و حماسه ‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد ولى آن كسى كه احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشكى بریزد، صادقانه تر این حقیقت را بیان مى ‏كند این قطره اشك اعلان وفادارى به اهداف مقدس یاران امام حسین و پیوند دل و جان با آنهاست مسلماً این نوع گریه بدون آشنایى با متعالى او ـ ممكن نیست.(26)

پس گریه بر
حسین (علیه السلام) اشك ریختن بر مرده نبوده و از روى خوارى و درماندگى و عجز وزبونى، غم و اندوه نیز نمى ‏باشد بلكه آن فقط دلیلى است كه نداى حق طلبان را به گوش جهانیان رسانیده و زنگ خطر را براى باطل و اهل آن صدا درمى ‏آورد و صاعقه‏ هائى است كه بر روى سر سركشان و ستمگران در هر زمان و در هر مكان فرو مى ‏ریزد و شاهد صادق و گواه زنده ‏اى است از اخلاص در راه حق و دشمنى با بیداد و ستم و بزرگداشتى است براى فداكارى و حق و دلیرى و انجام وظیفه و نهراسیدن از مرگ و تكریمى است براى امتناع از قبول ظلم و شكیبائى در محنت و سختیها.

به قول علامه مغنیه: كسانى كه درمجالس تعزیه مى ‏خوانند:

لا تطهر الأرض من رجس العدا ابداً
ما لم یسل فوقها سیل الدم العرم (27)

«روى زمین از پلیدى دشمنان پاك نخواهد شد تا زمانى كه بر روى آن سیل در هم شكننده خون روان نگردد».

غرض، شیعیان بر امام
حسین (علیه السلام) از روى خوارى ودرماندگى نمى‏ گریند، بلكه از اشك دیده خویش سرود حماسه مى ‏سازند و با آه و حسرت خود بانگ حق وعدالت رابه گوش جهانیان مى ‏رسانند:

همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب كافى است‏
اگر چه گریه، بر آلام قلب تسكین است.
ببین كه مقصد عالى وى، چه بود اى دوست‏
كه درك آن، سبب عز و جاه و تمكین است‏
زخاك مردم آزاده، بوى خون آید


نشان شیعه و آثار پیروى، این است (28)

«ماربین» مورخ آلمانى مى‏ گوید: «هیچ چیز مانند عزادارى
حسین نتوانست حس سیاسى در مسلمانان ایجاد كند.»(29)

اى اشك ماتمت به رخ ملت آبرو
وى از طفیل خون تو، اسلام سرخ رو
دین را تو زنده كردى و خود، كشته گشته ‏اى‏
وین یافته ز فیض تو، دین نبى علوّ
گر آب را به روى تو بستند كوفیان‏
آوردى آب رفته اسلام را به جو (30)

قطره ‏هاى اشكى كه شیعه در ماتم امام
حسین (علیه السلام) و یارانش مى‏ ریزد عهد و پیمانى است با قطره ‏هاى خون شهداى كربلا كه با لب تشنه و محروم از «قطره ‏هاى آب» بر سر احیاى دین و ارزش هاى راستین مكتب جان باختند. و این اشك‏ها این نهضت الهى را به جانها پیوند زده وجاوان ساخته است. و این بسیار ساده ‏اندیشى است كه كسى تنها توجیهى عاطفى براى این گریه‏ ها داشته باشد چرا كه داغ، هر قدر هم شدید باشد، بالاخره گذشت زمان از حرارت آن مى ‏كاهد درحالى كه عزادارن حسینى از اول عمر تا آخر عمر پس از گذشت قرنها با شور و شوق و حرارت بیشتر در سوك سید الشهداء مى ‏گریند. اگر این گریه ‏ها تنها جنبه عاطفى داشت مسلما به مرور زمان حادثه عاشورا از خاطره ‏ها محو مى ‏شد و یا ازطراوت ونشاط آن كاسته مى ‏گردید .

9 ـ گریه كردن براى از دست دادن چیزى و یا تحمل دردى: انسان زمانى گریه مى ‏كند كه چیزى را از دست بدهد یا دردى را متحمل بشود. پس عامل عمده گریه (سواى شوق و چند مورد نادر) درد و فقدان منفعت است ما وقتى از چیزى نفع مى ‏بریم به مجرد از دست دادن آن گریه سر مى ‏دهیم و یا دردى به ما روى مى ‏كند ناله مى ‏كنیم.در روایات مى ‏خوانیم كه همه چیز بر
حسین (علیه السلام) گریه كردند ماه و ستارگان و خورشید شن‏ هاى بیابان و حتى بادى كه مى ‏وزید و حتى الحوت فى البحر،چرا؟ شن بیابان چرا گریه كرد؟ ماهیان دریا چرا سوگوارى كردند؟ ماه و ستارگان وخورشید چرا تار شدند و بى تابى كردند؟ مسلما آنا به ظاهر متحمل دردو رنجى نشدند چون تیر و خنجرهائى كه بر آن پیكر شریف وارد مى ‏شد دردش برخورشید و ماهیان دریا نمى ‏رسید پس چرا آنان گریه كردند و آن هم بكاء شدیدا پس حتماً آنها متضرر گردیدند و ازچیزى كه نفع مى ‏بردند بى نصیب شدند و منفعتى را از دست دادند و آن منفعت چیست ؟ چه چیزى بالاتر از امامت! همه از امام نفع مى ‏برند و از فقدانش رنج مى ‏بینند و متضرر مى ‏شوند امام قطب و قلب عالم است و هر كه در عالم است در سایه اوست وقتى او را از ست مى‏ دهند متحمل رنج و به دنبال این رنج صاحب درد مى ‏شوند این است كه آن موجوداتى كه ناپاكى بر آنان رخنه نكرده و نمى ‏تواند بكند، (مثل شن‏هاى بیابان، ماهیان دریا و ...) بر او مى ‏گریند و آلوده ‏ها از انس وجن از فقدان چنین ذى نفعى بیخبر مى ‏مانند و شادى مى ‏كنند، و این است تفسیر آن حدیثى كه مى ‏فرماید براى حسین (علیه السلام) در قلب مؤمنان حرارتى است كه ... مؤمنان اگر هم ذكر مصیبتى نشنوند، چون متوجه از دست دادن قطب و محور عالم هستند ناله مى ‏كنند...

مرحوم علامه مغنیه مى ‏گوید: كسى گفت: آیا شیعه ‏ها جز گریه واشك راه دیگرى ندارند كه بدان محبت خویش را به اهل بیت (علیه السلام) بیان نمایند؟ گفتم: «آرى شیعیان علاوه بر گریه براى این كه مودت قلبى خود را براى اهل بیت به ثبوت رسانند به راه هاى گوناگونى متوسل مى ‏شوند از جمله درود و تحیت بر اهل بیت تقدیم داشته و از فضائل ایشان در مجالس و محافل سخن رانده وبه سوى اماكن مقدس آنها بار سفر بسته و به ضریح‏ هاى شریف آنان تبرك مى‏جویند».(31)h}

چرا حسین (علیه السلام) فراموش نمى ‏شود؟
مى ‏گویند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مى ‏كنید آنگاه بر كسى اشك مى ‏ریزد كه صدها سال پیش در گذشته است وبر مزارهایى سفر مى ‏نمایید كه چیزى جز صخره و سنگ نمى ‏باشد؟!در پاسخ مى ‏گوئیم:«چنانكه گفته ‏اند: «بعد زمان» را در «ابدیت» اثرى نیست ابدیت را در ماوراى زمان ـ در عرصه ‏اى برتر از زمان ـ حكومت است ابدیت همیشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشریت به ابدیت تعلق دارند، از اینرو قرنها نیز در طول حیات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مى ‏دهند(32)

حسین بن على (علیه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشریت است سخن از وى سخن از تاریخ نیست سخن روز است. سخن از ابدیت است سخن از همیشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است.این زنده جاوید نزدیك چهارده قرن ـ به حساب تاریخ ـ پس از مرگ جسمانیش همچنان امروز نیز بر دلها حكومت مى ‏كند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حیات ما بلكه در حیات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظیر» ایجاد مى‏ كند وبه صورت یكى از «شور انگیزترین حماسه‏ هاى تاریخ بشریت» در آمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود بر مى ‏انگیزد و مراسمى پرشورتر و هیجان انگیزتر ازهر مراسم دیگر به وجود مى ‏آورد .

راستى چرا به این حادثه تاریخى ـ كه شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد ـ اهیمت داده مى ‏شود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشكوه تر و پرهیجان ‏تر از سال پیش برگزار مى ‏گردد؟ این همه تعظیم و تكریم و سپاس این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چیست؟ آن را چه معنائى است؟!

حقیقت این است كه این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حكومت مى ‏كند ودر جامعه «موج معنوى» ایجاد مى ‏نماید. حتى هنوز هم به طور عمیق یك قدرت محرك معنوى ویك نیروى كنترل اجتماعى بزرگ به شمار مى ‏رود.اما از زیارت زیارتگاه هاى مقدس هرگز سنگها و صخره ‏ها هدف و غایت نمى ‏باشند چه اگر غرض خود آنها مى ‏بود همین كوه ها سر به فلك كشیده ‏انسان را از مشقت سفر و طى راه هاى طولانى بى نیاز مى ‏ساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن كریم و سنگها و آجرهائى كه خانه كعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وسایر اماكن مقدس از آنها ساخته شده است .الان مى ‏بینیم كه دولتها و ملتها در حفظ مقبره ‏هاى شخصیت هاى بزرگ خویش مى ‏كوشند وبه دور آنها هاله تقدیس مى ‏كشند.

در تاریخ نوشته ‏اند هنگامى كه سر مبارك
حسین (علیه السلام) را به نزد یزید آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس یزید بار یافت وسر مبارك حسین (علیه السلام) را در مقابل یزید مشاهده كرد و چون دانست كه آن سر مبارك به حسین (علیه السلام) تعلق دارد عمل یزید را به شدت نكوهش نمود و گفت اى یزید داستان «كلیساى حافر» را شنیده ‏اى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پیش ما مكانى است كه گویند خر عیسى از آنجا گذر كرده است در آنجا كلیسائى بنا نهاده ‏اند كه نام آن به سم خر عیسى منسوب بوده و به كنیسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زیارت آنجا مى ‏رویم و نذورات خود را به آنجا اهدا مى ‏كنیم. روى این حساب اى یزید من گواهى مى ‏دهم كه تو خطا كارى و از راه راست به دورى! یزید خشمگین شد و به كشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنین حسین (علیه السلام) رفت و آن را بوسید و شهادتین برزبان جارى كرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار كشیدند.(33)

زیارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) با آن حضرت تجدید بیعت مى ‏نماید و لذا ائمه اطهار علیهم السلام با توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان این نهضت مقدس را براى همیشه زنده و جاوید نگه‏ داشته ‏اند البته زیارت همه امامان مورد تأكید است ولى روایاتى كه در ترغیب وتشویق زیارت امام
حسین (علیه السلام) رسیده فوق العاده زیاد است امامان بااین توصیه‏ ها در صدد آن بودند كه شیعیان پیوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (علیه السلام) كه خود چندین بار مخفیانه به زیارت سالار شهیدان رفته در گفتار خویش نیز سفارش زیادى به زیارت امام حسین (علیه السلام) داشته است.

«ابو حمزه ثمالى» گوید: از امام سجاد (علیه السلام) در مورد زیارت امام
حسین (علیه السلام) پرسیدم، حضرت فرمود:«زُره كل یوم فان لم تقدر فكل جمعة فان لم تقدر فكل شهر فمن لم یزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله علیه و آله)(34) «هر روز آن حضرت را زیارت كن، اگر نمى ‏توانى هفته ‏اى یك بار، اگر نمى ‏توانى ماهى یكبار، پس كسى كه اصلا آن حضرت را زیارت نكند، درحقیقت حریم رسول الله را خفیف شمرده است».

ولى مهمتر از سوگوارى و زیارت آشنایى به مكتب امام
حسین و شهداى كربلا و پیوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاك بودن و پاك زیستن و درست اندیشیدن و تأسى عملى به او است.

داوود الهامى‏

پى نوشتها:
.1 ارشاد القلوب: ص .128

.2 بحار الانوار: ج 90 ص .336
.3 بحار الانوار: ج 36 ص .349
.4 بحار الانوار: ج 44 ص 253 ـ .252
.5 كامل الزیارات، ص .57
.6 مناقب: ج3، ص 303 ـ بحار الانوار: ج 46، ص 109
.7 دیگران عبارتند از: آدم، حضرت نوح، یعقوب و حضرت فاطمه زهرا ـ الخصال: ص 83
.8 امالى صدوق، مجلسى، 29، ص .121
.9 ثواب الأعمال: ص .83
.10 وسائل الشیعة: ج 10، ص .398
.11 بحار الانوار: ج 98، ص 309
.12 كامل الزیارات: ص 104
.13 امالى الصدوق مجلس 27 ـ بحار الانوار: ج 44، ص .284
.14 بحار الانوار: ج 44 ص 284
.15 وسائل الشیعه ج 10 ص 393 ح .5
.16 المزار الكبیر: ص 165 ـ 117 ـ بحار الانوار: ج 98 ص .320
.17 كامل الزیارات: ص 83 ، 81، 90 ، 91 ـ بحار الانوار: ج 14 ص 181 ـ مجمع البیان: ج 9 ص .65
.18 شمع جمع: ص 178
.19 وسائل الشیعة: ج 10، ص 394، 392 ـ علل الشرایع، ص .86
.20 مفاتیح الجنان، اعمال روز عاشورا.
.21 امالى صدوق، ص 45 وعیون الأخبار: ص .162
.22 الغنیة لمطالبى طریق الحق فى الأخلاق و التصوف و الآداب الإسلامیة ج 2، ص 57 ـ .56
.23 بحارالانوار: ج 22، ص 151 ـ عیون الأخبار: ج 2، ص 11
.24 لهوف: ترجمه، ص 99
.25 حیاة الحسن (علیه السلام): ج 2، .426 2
.26 فلسفه شهادت از آیة الله مكارم‏
.27 شیعه و عاشورا، نوشته محمد جواد مغنیه: ترجمه فیروز حریرچى: ص 57
.28 خوشدل تهرانى، اشگ شوق، ج 1 ص .207
.29 سیاسة الحسینیة: ص 44
.30 شعر از شمس لنگرودى.
.31 شیعه و عاشورا ترجمه فارسى: ص 56
.32 دیباچه‏اى بر رهبرى: ص .330
.33 به نقل: علامه مغنیه شیعه وعاشورا: ترجمه، ص 59 ـ .58
.34 كامل الزیارات: ابن قولویه.

درسهایى از مكتب اسلام صفحه 20


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :